خاطرات سرخ

مي نشيند بوي باروت تفنگ
روبه روي خاطرات خوب جنگ
خاطراتي سرخ از آن روزها
مي كشد بر عشق، تصويري قشنگ
بوي قرآن، عطر آب و انتظار
تا بيايد زودتر آواي زنگ
تا شجاعت بود و ايمان زنده بود
قلب دشمن سخت مي آمد به تنگ
ترس پايان بود و تكرار غروب
بغض مي آورد چشمان را به چنگ
تا كه آخر قطره اشكي مي نوشت
مشق پيروزي به ويراني جنگ
منبع: كتاب دريا لباس خاكي من بود (مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان سمنان)