زخم كبوتر

اين روح سبز خسته ز پيكر براي ما
اين بي كفن ترين گل پرپر براي ما
يك آسمان پر از غم پرواز در غروب
اين داستان زخم كبوتر براي ما
ديري ست بغض پنجره ها را شكسته ايم
اين كوچه هاي دلهره آور براي ما
مرثيه خوان خانۀ متروكمان شديم
شب ها صداي گريۀ مادر براي ما
ما اسمعيل گونه به مذبح روان شديم
تعظيم كرد تيغۀ خنجر براي ما
تا دركنار چشمۀ زمزم نشسته ايم
بيهوده مي تپد دل هاجر براي ما
آه اي شهيد راه ولايت، شبي بگير
جامي ز دست ساقي كوثر براي ما
بر شط شانه هاي به تابوت بوسه زن
اين نعش هاي سرخ شناور براي ما
از شهر بي نشان ملائك هزار قبر
صدها هزار خانۀ بي در براي ما
درپيچ پيچ كوچۀ گمنام گم شديم
يك سنگ صاف و ساده ز مرمر براي ما
منبع: كتاب دريا لباس خاكي من بود (مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان سمنان)