ني نامه

امشب دلم چون آسمان غم گرفته
تنهاي تنها زانوي ماتم گرفته
اشكم سرازير است چون ابر بهاري
ني مي زند دل با نواي داغداري
آن روزها دل صافي آيينه ها داشت
رنگ و جلايي از مناجات و دعا داشت
جبهه همان معراج مردان خدا بود
بهتر بگويم صحنه اي از كربلا بود
آنجا دل و جان با خدا پيوند مي خورد
صد لاله را يك نيمه شب اروند مي برد
وقتي منورها به ما ره مي نمودند
از آسمان دلهاي ما را مي ربودند
وقتي خدا در قلب پاكان نور مي ريخت
از آسمان بر قلب ياران شور مي ريخت
لطف و صفايي بود در هر محفل ما
شور و شراري بود آنجا در دل ما
اينك صداي زخمي ني هاي مجنون
ني نامه مي خوانند با آهنگ محزون
سوز و گداز و آه در آواز دارند
صد خاطره از لحظۀ پرواز دارند
اي كاش از خود بار ديگر مي رهيديم
روحي دگر از عشق در خود مي دميديم
اي كاش با گل هاي پرپر رفته بوديم
مثل صنوبرهاي بي سر رفته بوديم...
منبع: كتاب مهاجران فلق (مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستان)