گردباد حادثه

از گردباد حادثه دل در حصار ماند
گل مرد و باغ سوخت وليكن بهار ماند
فرهاد رفت وقصۀ شيرين او ولي
آواز عاشقانه دراين كوهسار ماند
مانند بوق و باد گذشتند و گم شدند
بر پلك هاي حيرت ما انتظار ماند
چون كشتزار سوخته شد، لاله زارمان
طومار اشك و درد وداع بي شمار ماند
يك كاروان دلاور از اين دشت لاله خيز
رفتند و داغشان به دل روزگار ماند
منبع: كتاب مهاجران فلق (مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستان)