قاصدك

و باز درد من و لحظۀ شكيبايي
همين كه مي شنوم چون ستاره مي آيي
تو از تبار كدامين پرنده ها هستي؟
كه اوج داري و از آسمان بالايي
تمام جوشش دريا به جز حبابي نيست
و پيش پاي نگاهم فقط تو دريايي
و فصل رويش سرما، شكوفه هم خشكيد
ولي تو باز ميان خزان شكوفايي
اگر چه رفته اي اما، هميشه در ذهنم
شبيه قاصدكي، با بهار مي آيي
منبع: كتاب مهاجران فلق (مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستان)