نشان خزر

نشان خزر
اسب و تفنگ بر نوش را از پدر گرفت
دستي براي كوه تكان دادو پر گرفت
بر شانه هاي سنگي البرز بوسه زد
با زاگرس نشست و از او پند بر گرفت
از كوه و دشت و مزرعه و ايل دل بريد
بي هيچ شك و دغدغه عزم سفر گرفت
در زير يك درخت ني اش را كه چال كرد
خنجر كشيد و سينه خود را سپر كرد
جنگيد و زخم خورد و پس از جنگ عاقبت
نام خليج فارس،نشان خزر گرفت
منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس