لباس زخم

لباس زخم
چه استعاره ي خوبي! چه اقتباس قشنگي !
دو نيمه سيب معطر ! عجب جناس قشنگي !
شبيه آينه اي كه نشسته در جلو ماه
چه بازتاب عجيبي! چه انعكاس قشنگي !
مشام ظهر عظش را پراز طراوت گل كرد
صداي عطر اذان ازگلوي ياس قشنگي!
وزخم پيرهنش را ز تارو پود خودش يافت
چه بافت هاي ظريفي!عجب لباس قشنگي !
وزيد باد و به هم ريخت گيسوان جهان را
وزيد بادو لباسش گرفت عطر اذان را !
و شاخه هاي عطش شد پراز بهار،دمي كه
به نغمه هاي معطر، گشود لاله دهان را
نماز هايعطش را به مسجدالنبي اش برد
كه خوانده است بلالش به سبك خويش اذانرا!
هزاريوسف كنعان به چاه گونه كشانده
هزار مصر زليا اگر كهباخته جان را !
چقدر هيز و حسودند چشم هاي زمستان
كه مي برند از اين باغ، شاخه هاي جوان را!
منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس