سري بر نيزه

سري بر نيزه
خبر پيچيد تا كامل كند ديگر خبرها
خبر داغ است و در اتش مي اندازد جگرهارا
غروبي تلخ بادي تلخ تر از دور مي امد
كه خم مي كرد زير بار اندوهش كمرهارا
به روي روسياهي يك به يك آغوش واكردند
همان هايي كه برمهمانشان بستند درها را
همان هايي كه در مسجد پدر را غرق خون كردند
به خون خويش غلتاندند در صحرا پسرهارا
و باد آرام درها را به هم مي زد،صدا پيچيد
كه برخيزيد اهل كوفه آوردند سرها را
خبرآمد؛ سري بر نيزه اي قرآن تلاوت كرد
كسي جز آل پيغمبر ندارد اين هنرها را
منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس