آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۸۲۹۴
۰۹:۲۱

۱۳۸۸/۰۸/۲۴

منتظر مانده ام كه برگردي

نویسنده :
پونه نيكويي



منتظر مانده ام كه برگردي

قطره قطره تمام خاطرها، از گلوي سُرنگ مي رود
از گلويي كه بغض باران است ، كاش امّن يجيب برخيزد
گونه هايت نشسته اند به بار ، چشمهاي تو بسته مي خندند
باز امشب پزشك ها با من، تا سحر چشم را نمي بندند
بار سُر خورد از گلوي سُرنگ، شوق لبخند آخرين سفرت
چارقل خواند زير لب باران ، چند ساعت چكيد پشت سَرت
پيچ را پشت سَر گذاشتي و رد ّ شدي از سكوت چشمانم
كاسه آب روي دستم ماند، بي كسي قد كشيد در جانم
گفته بودي مسافرت كه گذشت گريه ديگر روا نمي باشد
آن مسافر چه مي كند امروز لحظه اي جاي من اگر باشد ؟!
روبروي مني كه منتظرم چشم هايت دوباره باز شوند
شريان هايت از چكيدن خون فروي اين تخت بي نياز شوند
باز كن چشم را و پلك بزن منتظر مانده ام كه برگردي
كه بپرسي دوباره از مادر من نبودم چگونه سركردي؟


منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه