آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۸۲۵۱
۰۸:۰۱

۱۳۸۸/۰۸/۲۴

چگونه ؟

نویسنده :
محمد مبلغ الاسلام



چگونه ؟
برايم از تو خبرهاي تازه آوردند
و جاي نامه برايم جنازه آروند
جنازه اي كه دو تا تكه دوست و نصفه سراست !!
جنازه اي كه از اين وضع هم خلاصه تر است
صداي وحشت تنهايي هميشه ي من
و ترس زندگي بي تو ، ترس بيوه شدن
چگونه پاك كنم ذهن عاشق خود را ؟
دوسال خاطره هايي كه مثل خواب شدند
و عكس هايي دو تايي مان خراب شدند
دو سال لذت سرشار بي بديل وعوض
دو سال گشتن در پنجشنبه هاي پراز ...
شكسته اي كمرم را ، مرا دو تا كردي
درون حوضچه كوسه ها نفس بكشم ؛
چگونه دلتنگي ام از تو باز كم بشود
نبودن تو پس از اين ، عادتم بشود
مني كه مونس رنج دقايق ات ماندم
و تا هميشه وفادار و عاشق ات ماند م
فضا فضاي مهياي هي گرسنه شدن
و جبر زندگي كوسه ها : « دريدن من »
كنار حوضچه اي كه ..... كه گريه مي كردم
نشان نامزدي را يواش از دستم ....
زنان كوچه پر از غيبت ودروغ و ريا
حسود ها به رخم مي كشند « هيچ » مرا
خجالتي كه تنم را مدام حورده شد است
وحلقه اي كه به صندوقچه سپرده شده است
پس از تو ثانيه ها را دويده ام ممتد
دويده ام كه فقط آبروم حفظ شود
دويده ام همه ي عمر ، از كجا ؛ از كي ؛
كسي كه فكر نمي كرد خستگي دارد
زني كه بعد شما حق زندگي دارد
اگر چه حرف دلش زير چادرش گم بود
هميشه دلهره اش حرف ...... حرف مردم بود
زني كه حوصله اش از نبودتان سر رفت
دوباره از دهن باز كوسه ها در رفت
زني كه روز و شب اش تو گريه مي گذرد
و روي طاقچه لبخند سرد كار شما
زني كه بيست ودو واگن كنار ريل دارد
نشسته منتظر حركت قطار شما
به خاطر همه ي چيزهاي خوبي كه .....
كه اتفاق مي افتد در كنار شما
قرار هفتگي پنجشنبه ها باقي است
اگر چه بعد از اين بر سر مزار شما


منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه