آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۶۶۲۱
۰۸:۵۰

۱۳۸۸/۰۸/۱۰

يك حماسه / عليرضا صفايي




يك حماسه
سي سال قصه هاي كهن را مرور كرد
از هفت خان رستم دستان عبور كرد
رويين تنانه سينه اي خود را تنور كرد
آتش گرفت و سوژ ه اي خود را كه جور كرد
شاعر شروع كرد و سراپا چكامه شد
شعرش حماسه خيزتر از شاهنامه شد
شاعر ز قهرمان سجستان سخن نگفت
از گرز و يال رستم دستان سخن نگفت
از رزمگاه خطّه ي توران سخن نگفت
از جنگ هاي كهنه ي ايران سخن نگفت
شاعر سرود خلوت شب هاي درد را
خون واژه هاي شعر شهيدان مرد را
آن جا به جاي گرز سخن از قناسه بود
آن جا پلاك هاي شكسته شناسه بود
قمي كه روي صورتشان خاك و ماسه بود
تنها حسين گفتشان يك حماسه بود
آن شب كه سرد بوده عرق ها عجيب بود
سنگ پُر از حرارت امّن يجيب بود
شب هاش همچو روز خدايي منور است
مشكل گشاي خسته دلان نام حيدر است
از كربلاي شصت و يك آيا فراتر است؟
يا كربلاي داغ و پُر از سوز ديگر است؟
اين زخم ها جراحت شب هاي رنج ما
اين كربلاي داغ و عطش ناك پنج ما
جايي كه تير و تركش و خون و فشنگ بود
رگبار پُر خروش و صداي تفنگ بود
گرد و غبار تيره ي ميدان جنگ بود
لبخندهاي آخرشان هم قشنگ بود
آنان كه مرگ را به تمسخر گرفته اند
چون آتش از حرارت خود گُر گرفته اند
هور و هويزه ، فكّه به آن وسعتي كه داشت
اروند با تمامي آن هيبتي كه داشت
فاو و شلمچه با همه ي شوكتي كه داشت
فهميده، باكري و شهيد آيتي كه داشت
سربند سرخ نذر علمدار كربالا
زهرا! به پيشواز شهيدان خدا بيان
شاعر سرود شعر وي از خون جدا نبود
حس كرد با خماسه ي خون آشنا نبود
شعرش بجز رشادت اسطوره ها نبود
اين شعر هم تمامي آن ماجرا نبود
در چشم هاش مثل هميشه هراس داشت
از دسته هاي پاك شهيد التماس داشت
شاعر كه خوب پرسه به كوي خيال زد
چون تير شاعرانه و زيبا به خال زد
الحمد خواندتا خود شيراز بال زد
حافظ گرفت شاخ نباتي و فال زد:
( راهيست راه عشق كه هيچش كناره نيست
آن جا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست)

منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه