دريغ/ مهناز صالحي

دريغ
بعد از زمزمه هاي من
بيا و بنشين و بگو
از تفسير بودنت
نماندن و رفتنت
آن روز ها كه
كه خدا رو به رويت
به تماشاي مناجاتت
نشسته بودو...
آن روزها كه
نگاه خدا ميان زمين شدي
باريدي
و رحمت لا ينتهي شدي
دريغا!
ميان من و ابديتت
فرسنگها سال نوري ست.
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس