سرباز صلح/ فريده دهداران

پنجره را بستيم
تا بادنيايد
باران نيايد
آفتاب نيايد
ما با باد و باران و آفتاب جنگيديم
بي آنكه بدانيم
صلح ، باد بود و
باران بود و
آفتاب
سرباز مهربان من !
ما جنگيديم
تا صلح را بياموزي
جهان اما
از دوربين اسلحه ات
سوراخي كوچك است
كه شايد روزي
مورچه اي در ان لانه ساخته باشد
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس