عشق و عطش/ الهه حسيني

هفت آسمان و هفت زمين سجده گاه شد
دريا دلي به شوق زيارت به راه شد
ساحل براي آمدنش بي قرار بود
گويي به درد عشق و عطش او دچار بود
با نغمه اي دو باره دلش پا گرفته بود
در عمق چشم هاي خدا جا گرفته بود
با خند ه اي به وسعت دريا در انتظار
او بر سر قرار خود اما چه بي قرار
بوي بهشت آمد و ان دل روانه شد
تصميم عشق بازي اش اما بهانه شد
خم شد دلش به سوي خدا پركشيد و رفت
تا لابه لاي فصل دعا سر كشيد و رفت
شايد نسيم عطر خدا مي وزيد او
در عمق چشم هاي خدا گرم گفتگو
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس