گل سرخ / امير آخوندي

دلش گرفته صدايش غريو و لرزش داشت
نه از كسي طمع ذره اي نوازش داشت
دوباره هم به خودش قول آسمان را داد
نگاه ماه برايش چقدر ارزش داشت
ودر مقابل او عده اي شبح بودند
نفير هرزه ي شيطان هزار ارتش داشت
چه لشكري كه درنگي وفا نمي فهميد
فقط مقابل تزوير و سكه كرنش داشت
دلش گرفت صداي اذان نمي آمد
و نيمه شب هوس ساعتي نيايش داشت
به سجده بود كه يك لحظه آسمان وا شد
و بر خداي خودش زير لب ستايش داشت
صداي هروله آمد غريو بر پا شد
غرور قلب دو عالم شكست وغرش داشت
در آن زمان به گلي سرخ تكيه مي شد كرد
كه ذكر بعض لبش شاخه هاي تركش داشت
پرنده اي كه به پرواز آشنا تر بود
پرنده اي كه به صياد مهر و سازش داشت
كبوتري كه به خون بال و پر مقدر كرد
و زير طوق گلويش ستاره تابش داشت
دوباره شاخه گلي در سجود مي ماند
دوباره شاخه گلي سرخ حس رويش داشت
و شاعري كه نمي خواست بي وفا باشد
دلش گرفت و بغضش طنين بارش داشت
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس