شهادت

سر راه ديدم كه حسن داشت با يك ماشين به طرف چنانه برمي گشت. روي ارتفاعات ابوسعيدخات بود. من فقط اين نكته را مي خواهم عرض بكنم. من قيافه حسن را در آن لحظه تا آخر عمر فراموش نميكنم. ديدم يك قيافه بسيار نوراني مثل خورشيد مي درخشيد. كنار دست راننده نشسته بود. حركت مي كرد مثل گل سرخ، صورت گلگون او از مقابل من رد شد. فقط يك دست به هم تكان داديم. ديگر فرصت صحبت با حسن نشد. اين آخرين ديدار ما با حسن بود. من رفتم در قرارگاه لشكر 21 در عين خوش. يك لحظه نگذشته بود ديدم كه از قرارگاه كربلا تماس گرفتند. گفتند خبرناگواري است. گفت بگوييد ببينم چيست، گفتند كه برادر حسن برايش اتفاق افتاد، حسن باقري و برادر بقايي و برادر مؤمني و چند نفر با هم بودند كه شهيد شدند.
( شهيد حسن باقري (افشردي) )