آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۲۶۲۰
۰۹:۰۹

۱۳۸۸/۰۷/۰۱

شجاعت




به راستي كه او مرد مأموريت هاي سخت و دشوار بود. يكي از بستگانش مي گويد: سالي فرارسيد كه او به اتفاق خانواده، عزم تشرف به حرمين شريفين را داشت و فارغ از دغدغه هاي امنيتي، در آن شرايط حساس كه چتر سياه ارعاب و ترس جهنمي ساواك بر همه جا گسترده شده بود، مقدار زيادي از اعلاميه ها و بيانات امام قدس سره را به همراه برد و در ميان زائران ايراني توزيع كرد. وقتي حضرت امام قدس سره از اين ماجرا مطلع شدند، او را به خاطر همراه داشتن خانواده و خطراتي كه ممكن بود از اين بابت متوجه او شود، به مراقبت و دقت فراخواندند.
عراقي ها تا ۳ روز كاري نكردند كه باعث ايجاد تشنج شود. راديو را هم كه هميشه موسيقي پخش مي كرد خاموش كردند، اما بعد از ۳ روز دوباره راديو شروع به پخش برنامه كرد و باعث آزار بچه ها شد. يكي از بچه هاي دزفول به نام حسين بختياري به مسئول آسايشگاه گفت: به افسر استخباراتي اردوگاه بگو اگر راديو را خاموش نكند، من خودم به تنهايي تمام بلندگوهاي اردوگاه را ازكار مي اندازم و مي شكنم. تأكيد هم كرده بود كه بگو فلاني چنين حرفي زده است. مسئول آسايشگاه هم در جلسه اي كه مسئولان آسايشگاه ها با افسر استخباراتي و فرمانده اردوگاه داشتند به آنها گفته بود يكي از اسرا قصد انجام چنين كاري را دارد. افسر عراقي هم او را احضار كرد و به او گفت: تو اين حرف را زدي؟ او گفته بود: بله. او تهديد كرده بود كه اگر تو اين كار را بكني من خودم دو دستت را با ميخ به ديوار مي كوبم. او هم در پاسخ گفته بود: حتماً اين كار را بكن؛ چون من هرگز اجازه نمي دهم در ايام عزاداري رهبرم به او توهين شود و حتماً اين كار را خواهم كرد. افسر عراقي هم از شجاعت او ترسيد و دستورداد بلندگوها را خاموش كنند.

( سيد آزادگان سيد علي اكبر ابوترابي )

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه