شجاعت

دكتر نيست . همه پادگان را گشتيم ، نبود. شايعه شد دكتر را دزديده اند . نارنجك و اسلحه برداشتيم رفتيم شهر. سرظهر توي مسجد پيدايش كرديم. تك و تنها وسط صف نماز جماعت سني ها. فرمانده پادگان از عصبانيت نمي توانست چيزي بگويد . پنج ماه مي شد كه ارتش درهاي پادگان را روي خودش قفل كرده بود، براي حفظ امنيت.
( شهيد مصطفي چمران )