آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۱۹۸۷
۰۷:۰۰

۱۳۸۸/۰۶/۲۶

حس همدردي




اوايل انقلاب ما چند پيت نفت ذخيره كرده بوديم. هنگامي كه رضا از تهران برگشته بود، او به اين كار اعتراض كرد و گفت: چرا نفت ذخيره كرده ايد؟ من به او گفتم كه كمبود نفت است. رضا گفت: الان كه كمبود هست و كساني احتياج به نفت دارند، بايد به آنها بدهيد. من هم قول دادم اين كار را انجام دهم. او واقعا به فكر مستمندان بود. بعد از انقلاب يك روز كه از روستاي دوچاهي برگشته بود، به منزل آمد. ما يك قالي براي خانه خريده بوديم. او ناراحت شد و گفت: برويد بينيد مردم روستا چطور روي خاك زندگي مي كنند، در حالي كه شما قالي زير پايتان مي اندازيد. از ما خواست پول اين قالي را به روستا و مردم فقير كمك كنيم.

(مادر شهيد ، شهيد رضا صادقي )

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه