نشسته بود زار زار گريه مي كرد. همه جمع شده بودند دورمان. چه مي دانستم اين جوري مي كند ؟ مي گويم « مصطفي طوريش نيس. من رياضي رد شدم . براي من ناراحته .» كي باور مي كند؟ (......... ، شهيد مصطفي چمران )