آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۲۱۲۰۷
۰۰:۰۰

۱۳۸۸/۰۶/۱۸
ماندن در دايره دفاع مقدس

بررسي وضعيت تئاتر دفاع مقدس، مشكلات و معضلات موجود در آن

هنر نمايش يا هنر تئاتر به عنوان هنري رو در رو و تأثيرگذار ميتواند بخشي از حقيقت مورد علاقهاش را از ميان حقايق بسيار انتخاب كرده، مورد پرداخت قرار داده و سپس در ارتباط و انتقال با مخاطبانش بگذارد.




هنر نمايش يا هنر تئاتر به عنوان هنري رو در رو و تأثيرگذار ميتواند بخشي از حقيقت مورد علاقهاش را از ميان حقايق بسيار انتخاب كرده، مورد پرداخت قرار داده و سپس در ارتباط و انتقال با مخاطبانش بگذارد. در اين ميان تئاتر دفاع مقدس ما به عنوان هنري بديع و تازه در ميان انواع هنرهاي ديگر در دوران دفاع مقدس شكل گرفت و پا به عرصه گذاشت. به گفته اغلب هنرمندان و كارشناسان، هنرتئاتر تأثير بسيار زيادي در ايجاد روحيه مقاومت، ايثار و شهادت در دوران دفاع مقدس داشت. در اين ميزگرد همراه با رحمت اميني، حميدرضا آذرنگ و كوروش زارعي از فعالان تئاتر دفاع مقدس ضمن بررسي جايگاه اين گونه تئاتري به معضلات و مشكلات پيش روي آن پرداختيم و آسيبهايش را در سالهاي اخير مورد ارزيابي قرار داديم. همچنين هنرمندان اين ميزگرد ژانر بودن تئاتر دفاع مقدس را همراه با نقد تعطيلي جشنواره دفاع مقدس مطرح كردند. برگزاري و تنظيم اين ميزگرد به عهده اميرخليلي و عباس محبعلي بوده است.
اشاره
حميدرضا آذرنگ:
متولد1351 تهران. نويسنده، كارگردان، بازيگر كارشناسي روانشناسي باليني از دانشگاه آزاد رودهن، ليسانس بازيگري، دانشكده سوره. تقدير شده در بيستوسومين جشنواره تئاتر فجر براي نمايشنامه روزي روزگاري آبادان؛ 1383و تقدير ويژه جشنواره هشتم دفاع مقدس براي نويسندگي در عرصه دفاع مقدس؛ 1383 برخي فعاليت هاي او: بازي در نمايشهاي گمسار به كارگرداني شهرام كرمي، اسماعيل اسماعيل به كارگرداني محمدرضا حيدري، بازي در مجموعه تلويزيوني نيمه گمشده به كارگرداني محمد آهنگر، بازي در فيلم سينمايي شوخيهاي خدا به كارگرداني حسن برزيده و نگارش و كارگرداني نمايش خيال روي خطوط موازي.

كوروش زارعي:
متولد 1350 ميناب بازيگر، كارگردان و مسئول واحد هنرهاي نمايشي حوزه هنري استان تهران برنده جايزه اول كارگرداني در جشنواره سراسري دفاع مقدس 1376، دارنده ديپلم افتخار كارگرداني از جشنواره بين المللي تئاتر اتوس تركيه (آنكارا) 1382 و ديپلم افتخار كارگرداني از جشنواره بين المللي تئاتر مناس قرقيزستان 1385 برخي فعاليتهاي او: بازيگري در بيش از 50 نمايش از جمله خورشيد كاروان، بانوي بي نشان، كانال كميل، بر دارشدن حسين بن منصور حلاج و مسافران كوفه. كارگرداني بيش از 30 نمايش از جمله آينه اي توي سقف، كانال كميل، شب محبوبه، بانوي بي نشان و پرواز را به خاطر بسپار.

رحمت اميني:
متولد 1350 ورامين نمايشنامهنويس، كارگردان، مدرس (عضو هيئت علمي دانشكده هنر و معماري) داراي كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي در سال1377 و دكتراي پژوهش هنر در سال 1387از دانشگاه تهران. برخي فعاليت هاي او دراماتورژ و تنظيم نمايش جهت فروش به كارگرداني محسن سليماني، مدير روابط عمومي تالار مولوي (جهاد دانشگاهي تهران)، دبير شوراي تئاتر كشور، عضو شوراي طرح و برنامه نمايشي گروه خانواده شبكه اول سيما، عضو هيئت علمي دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركز، مدرس دانشكدههاي سوره، سينما و تئاتر و صدا و سيما.

فصلنامه: همه ما هم ميدانيم كه جنگ يكي از موضوعات مهم و قابل توجه دنياي غرب است كه آن را دستمايه خلق آثار هنري بسياري كرده است. سوال اين جاست كه ما براي دفاع مقدس مان در حوزه تئاتر چه كرديم و آيا چيزي كه ما به نمايش ميگذاريم، با واقعيتها و حقيقت هاي موجود در جبهه تطابق دارد؟ اميني: به طور كلي تئاتر دفاع مقدس بايد در ارتباط با مسايل جنگ ايران و عراق مورد بررسي قرار ميگيرد و در دو شاخه هم قابل بررسي است. نخستين بخش مربوط به نمايشنامههايي ميشود كه نويسندگان، آن را براي حضور در همايشها و جشنوارهها به نيت و قصد اجرا مينويسند. دومين بخش كه در آن هنرمندان، بدون نيت و قصدي به اين مسئله ميپردازند، البته نمونههاي آن نيز به لحاظ كيفيت و تعداد كم است. براي مثال كارهايي مانند زمستان 66 كار محمد يعقوبي و بعضي از اين كارهاي عليرضا نادري كه بيشتر جزو كارهايي هستند كه به لحاظ كيفيت هنري نگاه عام شمول را در برميگيرد و در نتيجه مورد توجه بيشتري هم قرار ميگيرد. البته در آن شاخه نيز افرادي مانند جمشيد خانيان، سيدحسين فدايي حسين، سعيد شكري فعاليت ميكنند. فصلنامه: يعني صرفاً براي جشنواره كار ميكنند؟ اميني: تقريبا با نيتهاي اقتصادي براي دفاع مقدس نمايشنامه نوشتهاند و در اين زمينه نيز توفيقهايي را به دست آوردهاند. اين دو شكل كلي و دو نوع مقاومت از نگاه، به تئاتر جنگ و دفاع مقدس است كه در نمايشنامهنويسي ما وجود دارد. در حيطه اجرا هم اين اتفاق ميافتد. گاهي اوقات هم به آدم هايي بزرگ در عرصه تئاتر سفارش كار ميدهند مانند دكتر مسعود دلخواه، محسن حسيني. اما در مجموع تمام اين صحبتها بايد اين مسئله را مطرح كرد كه كلاً تئاتر ما، جايگاه رفيعي ندارد. چه به لحاظ نهادينه شدن در جامعه، چه به لحاظ داشتن مخاطب گسترده و پرمخاطب. آذرنگ: به نظر من دايره دفاع مقدس آنقدر بزرگ است كه اگر كسي از آن روايتي به ما بدهد نقطه كوچكي از آن را ديده است كه اين هم تابع شروطي است. به شرطي كه اين انتقال درست صورت بگيرد. صادقانه باشد، دنبال قهرمان پروري نرفته باشيم، خودمان را با ديگران تافته جدا بافته نكنيم و بپذيريم كه جنگ واژه شومي است كه در هر كجاي دنيا رخ دهد همه از آن به شومي ياد ميكنند. اگر ما دفاع كرديم پس حق با ما بوده. چرا بايد از اين بترسيم كه از بدي جنگ بگوييم و چرا اصولا واژه ضد جنگ تعريف شده و در همايشها و تلويزيون از آن استفاده ميكنند. آيا واژه ضد جنگ دفاع ما را نشان نمي دهد؟ وقتي از ضد جنگ و نمايشي كه جنگ را تقبيح ميكند، جلوگيري ميكنيم، آيا از جنگ دفاع نميكنيم؟ پر مسلم است كه وقتي از جنگ دفاع ميكنيم، واژه دفاع را زير سوال ميبريم. بنابراين اگر تكليف خودمان را با اين اتفاقات روشن كنيم و اداي آدم هاي مقدس را در نياوريم كه ميخواهند تقدس يك اتفاق را به خودي خود روي دوش هايشان نگه دارند و قهرمان اين ماجرا باشند، اتفاقات خوبي ميافتد. قهرمان هاي اين ماجرا كساني بودند كه الان كم كم داريم فراموششان ميكنيم. قهرمان هاي ما الان در گورستان هاي بهشت زهرا فراموش شده اند. قهرمان هاي جانباز ما به هر دليلي الان توي بيمارستانها هستند و كسي از آنها يادي نمي كند. اگر ما تلاش ميكنيم وظيفه اي است كه بايد صد چندان شود. هر چند كه گاهي اوقات غر ميزنيم و ميگوييم: تئاتر دفاع مقدس ما جايگاهي ندارد. زارعي: به نظر من ديگر چيزي به نام تئاتر دفاع مقدس نداريم. زماني كه جشنواره تئاتر دفاع مقدس برگزار ميشد، برخي جوانها در تهران و شهرستانها سعي ميكردند دست به خلق آثاري بزنند و نمايشنامه هايي بنويسند و گروهي براي اين كار جمع شدند. حداقل كاري كه شد اين بود كه هر سال حدود 400-500 نسخه نمايشنامه توليد ميشد. با تعطيلي جشنواره دفاع مقدس اين موضوع هم تقريبا رو به فراموشي گذاشت. به نظر من در حال حاضر چيزي با رويكرد دفاع مقدس نداريم و هيچ جايگاهي هم اين نوع تئاتر در ميان مخاطبان ندارد. ضمن اينكه در اين ميان نمايش هاي موضوعي و دفاع مقدس به واسطه خط قرمزهايي كه براي هنرمندان اين عرصه هميشه وجود داشته و دارد بسيار مهجور مانده اند. اين مسئله به عنوان آسيب مهم تئاتر دفاع مقدس شناخته ميشود. هنرمند تئاتر دفاع مقدس بايد مدام درگير اين مسئله باشد كه چه موضوعي را با چه رويكردي براي توليد اثر خود انتخاب ميكند تا گرفتار خطوط قرمز موجود نشود. فصلنامه: اما تئاتر دفاع مقدس هميشه از يك نگاه حمايتي برخوردار بوده است. حتي زماني كه جشنواره تعطيل شد اين نگاه حمايتي به شكلي ديگر ادامه پيدا كرد و بنياد شهيد الان به سمت حمايت از اين شاخه تئاتري رفته است. آيا اين حمايت نميتواند به عنوان اهرمي براي پيشرفت تئاتر دفاع مقدس به كار برود؟ اميني: براي اين مسئله بايد به نبود جايگاه رفيع تئاتر در كشورمان توجه كنيم. چرا كه نهادهايي كه حمايت ميكنند، حمايتشان به اندازه جايگاه تئاتر در كشور است. حتي اين حمايت بين تئاتر و سينما نيز فرق ميكند. براي مثال اگر نهادي حدود يك ميليارد براي يك فيلم سينمايي در اين حوزه هزينه ميكند، هزينه كردن رقمي معادل40ميليون تومان براي تئاتر برايش سخت است چرا كه از تعاريفي كه از نهادهاي مشابه براي حمايت از تئاتر ميشنود بسيار كم است. حتي خود مركز هنرهاي نمايشي در برابر معاونت سينمايي قابل مقايسه نيست. زماني كه شما دو بودجه را مورد بررسي قرار ميدهيد، ميزان بودجهاي كه براي يكسال فعاليتهاي مركز هنرهاي نمايشي داده ميشود تا حد آخر ميشود زير 10 ميليارد تومان، ميزان بودجهاي كه به سينما داده ميشود، نميدانم، اما مطمئن هستم، بالاتر از دهها برابر اين بودجه است. غافل از اينكه براي اين هنر نوپا (نوپا منظور فرهنگي كه در آن بحث انديشه است) بايد بيشتر هزينه كنيم تا ارزش پيدا كند. آن نهادها هم زماني كه به سمت حمايت از تئاتر ميروند بودجه بسيار كم است و مهمتر اينكه آنها تئاتر را براي اهداف خودشان ميخواهند و درست هم هست. بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس قرار است با تئاتر و هر هنر ديگري كه هست از ارزشها حمايت كند و نشر دهد. بنابراين تئاتر را در اهداف مضامين خودش ميخواهد. فصلنامه: آقاي آذرنگ شما كه هم فضاي جبهه و جنگ را درك كرديد و از فعالان حوزه تئاتر دفاع مقدس هستيد چه نظري داريد؟ آذرنگ: چيزي كه ما الان به عنوان تئاتر دفاع مقدس ميبينيم نه خود جنگ است نه بخشي از آن. به نظر من اين دو زمينه هيچ ربطي به هم ندارند. براي اينكه هنر در ذات خود به دنبال آرمان گرايي و تخيل پردازي است. چه اشكالي دارد كه ما اجازه خيال پردازي را به هنرمندان امروزمان بدهيم. ترس ما بايد از زماني شروع شود كه از جنگ مان تعريف درستي نداشته باشيم. آدم هاي آن روزگاران مورد قبول نسل جديد نيستند، چون ما نتوانستيم معرفي شان كنيم. بنابراين اگر ناب ترين لحظات آن دوران را به تصوير بكشيم به شعار ميماند، چون ارتباط نسلها قطع شده است. به نظر من سپيد و سياه همزمان بايد ديده شود. نبايد جلوي خيالپردازيها را بگيريم. نه ميخواهم خيلي آن دورهها را برجسته كنم ونه از ارزش بيندازم. من معتقدم ما هنوز در حال دفاع هستيم. ما به انحاء مختلف داريم دفاع ميكنيم تا حق مان را از روزگار بگيريم. براي همين ما وقت نداريم خيلي پيچيده حرف بزنيم بايد روشن باشيم. واقعاً مردم ما بعد از اين دوران تلخ چه تجربه شيريني داشتند؟ بعد از آن جنگ تحميلي چه اتفاقي افتاد كه ميتوانيم به آن افتخار كنيم؟ دركل ميخواستم به سوال شما درباره حمايت هاي دولتي جواب بدهم. واقعاً در اين سالها چقدر از تئاتر حمايت شد؟ تمام تئاتر دفاع مقدس ما محدود به جشنواره اي بود كه با خون و دل شكل گرفت و با تغيير مديريت بدون كار كارشناسي ادامه آن منتفي شد. اين مسئله خيلي خيلي حقيرانه است. مگر بچه هاي تئاتري چقدر قدرت عمل دارند، مگر با يك اجرا در طول سال ميتوان خيلي حرفها را زد؟ شما فكر ميكنيد چند هنرمند داريم كه در وادي دفاع مقدس قلم ميزنند و مينويسند و كارگرداني ميكنند؟ اگر در طول سال 2-3 تا هم باشد يعني در طول اين 20 سال گذشته ما 60-70 نمايش داشتهايم. واقعاً با اين تعداد چه حرفي را ميتوان زد؟ هنوز كه هنوز است ما در آثار هنري غرب در مورد جنگ جهاني اول و دوم مطلب ميخوانيم و ميبينيم. ما چه كرديم؟ جز اينكه بعد از چند دوره برگزاري جشنواره دفاع مقدس رفتاري با هنرمندان كرديم كه همه شان دلزده شدند؟ اين جشنواره كم كم داشت با جشنواره فجر برابري ميكرد. چه كرديم كه آن آدمها ديگر نيستند؟ هنرمندان چه چيز اضافه اي ميخواستند كه طردشان كرديم؟ آنها يك حمايت ميخواستند. ديده شدن. ما زخمي هستيم. ما بچه هاي تئاتر هويت نداريم. با ما هنوز به عنوان يك آدم شاغل نگاه نمي كنند. مگر اين جشنواره در برابر بسياري سمينارها و ... چقدر هزينه داشت؟ آيا نمي توانستيم 50 نفر را تحت پوشش در بياوريم؟ زارعي: فكر ميكنم براي كساني كه مسئول بودند مهم نبود و فكر ميكردند چرا بايد هزينه بيت المال را براي برگزاري چنين جشنواره اي بدهند. زماني برگزاري اين جشنواره سال به سال پيشرفت هاي جديدي را به وجود ميآورد. به نظرم آنها كه دست به چنين كاري زدند تئاتر دفاع مقدس برايشان مهم نبود. يكي از خبرنگاران بعد از اجراي نمايش كميل از من پرسيد تئاتر دفاع مقدس را در چه جايگاهي ميبينيد. گفتم: ميترسم با اين روندي كه در پيش است به فراموشي سپرده شود. در حالي كه به نظرم اگر ما دنبال تئاتر ملي هستيم، اگر دنبال تئاتر بومي و آييني هستيم، بايد به تئاتر دفاع مقدس توجه كنيم، چون جنگ ما با تمام دنيا فرق داشت. جنگ ما با تمام شيوهها و تاكتيك هاي نظامي دنيا فرق ميكرد. جنگ ما دفاع بود. ما در آيين دفاع تاكتيكها و تكنيك هاي نظامي خاصي داشتيم. بيشتر اتفاقاتي كه در جنگ ما افتاد از عقيده مان نشأت ميگرفت. باورهاي مذهبي، ارزش هاي انساني در جنگ ما حضور پر رنگي داشت. پس اين جنگ نمي تواند با جنگ هاي ديگر شبيه باشد. براي همين است ما ميتوانيم تئاتر بومي مان را بر اساس اتفاقات و منابع جنگي مان بگذاريم. جنگ براي تاريخ معاصرمان يك اتفاق بزرگ است كه فكر ميكنم حالا حالاها بايد از آن براي خلق آثار هنري استفاده كنيم چرا كه اگر بي تفاوت باشيم به فراموشي تاريخي خواهيم رفت و اين براي كشور و انقلاب ما هزينه خواهد داشت. متأسفانه ما در بسياري از كارهايمان كارشناسي عمل نمي كنيم، نه تئاتر كه در بسياري از امور مديريتي هم همينطوريم كه لطمههاي زيادي بر پيكره اقتصاد و فرهنگ ما وارد ميكند. گاهي ميبينيم پروژه سنگيني را طراحي ميكنند و بعد كه تمام ميشود يادشان ميافتد كه مثلا فاضلاب طرح بايد تغيير مسير بدهد و دوباره شروع به كند و كاري ميكنند. در حوزه تئاتر هم همين طور است. جريان هايي كه راه ميافتد و يا تعطيل ميشود با كار كارشناسي انجام نمي شود تا تبعات منفي آن سنجيده شود و ميزانش به كمترين حد ممكن برسد. تعطيلي جشنواره تئاتر كه كم كم داشت به جشنواره فجر تنه ميزد آسيب هاي زيادي به بدنه تئاتر دفاع مقدس وارد كرد. به نظرم ما بايد آدم هاي كاردان را سر كار بياوريم و همه دست به دست هم بدهيم تا رشد كنيم. فصلنامه: با اين حال چرا دغدغه كارگردانان ما دغدغه تئاتر دفاع مقدس نيست. چرا عده كمي رغبت ميكنند سراغ اين گونه تئاتري بروند؟ آيا واقعاً همه تقصيرها به گردن ارگان هاي دولتي است، چرا كسي بعد از تعطيلي جشنواره تئاتر دفاع مقدس اعتراض نكرد، چرا حركت خودجوشي شكل نگرفت؟ اميني: يكي از دلايل اين مسئله كه شما به آن انتقاد ميكنيد و ميگوييد چرا ما به سمت تئاتر دفاع مقدس نرفتيم اين است كه ما مگر چند سالن داريم كه بخواهيم به طور ويژه به دفاع مقدس بپردازيم. شهر تهران با جمعيت بيش از 10 ميليون تنها مجموعهاي دارد به نام تئاتر شهر كه اگر بخواهي نوبت اجرا بگيري سالي يك اجرا هم نصيبت نمي شود. ضمن اينكه مگر در يك سال چند تئاتر دفاع مقدس ميشود در سالن هاي آن اجرا كرد، آن هم با حجم آدمهاي زيادي كه پشت در ايستادهاند و منتظر اجرا هستند، پس بايد همه چيز را در نظر گرفت. بله، ما به دليل كمبود بودجه، امكانات و در كل در يك كلمه، كوچك بودن همه چيز تئاتر، كم كم داريم ارزش هاي دفاع مقدس را در هنر تئاتر از دست ميدهيم و اگر ميپرسيد چرا در كشور ما جنگ دستمايه مناسبي براي ارتقاء تئاتر كشور نشد؟ بايد بگويم تئاتر هنري است كه با حمايت به معناي درست كلمه رشد ميكند، هر كشوري به همه هنرها يك نگاه دارد و به هنر تئاتر يك نگاه ديگر و خاصتر. شما بايد ابتدا بستر فعاليت تئاتر را مهيا كنيد و سپس توليد كنيد. آيا در اين 30 سال ما 5 تا تئاتر شهر ساخته ايم كه بخواهيم حمايت هاي دولتي را در بوق كنيم. با اين تفاسير، همه چيز به همين نكته يعني كوچك بودن تئاتر ما باز ميگردد. اگر بوم نقاشي محل، جلوهگري هنز نقاش است. اگر دوربين در كوچه و خيابان با آن عكاسي ميشود موسيقيسازي دارد كه در هر جا قابل تمرين است، اما تئاتر هنري است كه بايد جايگاه خودش را داشته باشد براي تمرين و پذيرش افرادي كه در اين جايگاه و مكانها هستند براي اينكه اين واقعيت را بپذيرند! يكي ديگر از مشكلات ما اين است كه در حال حاضر سالنهاي پرتعدادي در دانشگاهها وجود دارند، اما مديران و مسئولان آن جايگاهها را به راحتي در اختيار افراد تئاتري قرار نميدهند. آذرنگ: اين جامعه نشان داده كه هر چيزي كه خواسته به دست آورده. به نظرم ما تئاتريها اگر ميخواستيم ميشد. البته جامعه ما آن گنجايش را هم نداشت. ظرفيت فرهنگي ما اين اجازه را به ما نمي داد. منتظر مانديم قهرمان هايي از راه برسند ما را نجات دهند. وقتي معلمان حقوق شان عقب ميافتد بالاخره 50 نفر پيدا ميشوند كه بروند و از مجلس حق شان را بگيرند. زارعي: من حرف آقاي آذرنگ را قبول دارم اما بالاخره بايد مركزي از تئاتر حمايت كند. با يك گل بهار نمي شود. به موضوع تئاتر دفاع مقدس بايد به عنوان يك پروژه ملي نگاه كرد، مثل تئاتر مذهبي. در آغاز تئاتر مذهبي را كسي جدي نمي گرفت اما كم كم ديده شد كه مخاطب دارد و مردم از آن استقبال ميكنند و سالن هاي نمايش را پر ميكند. آيين هاي عاشورايي برپا شد. حمايت كردند و الان تبديل به يك ژانر شده است و راهش را پيدا كرده است. اگر تئاتر دفاع مقدس جدي گرفته شود،هم نهادينه ميشود هم مخاطب خودش را پيدا ميكند و هم جريان ساز خواهد بود. با اين حال ما به عنوان يك هنرمند متعهد نگاه مان بايد فراتر از حمايت هاي دولتي باشد و اين مسئله هم واقعيتي است كه هنرمندان تئاتر ما نسبت به اين مسئله ملي و بزرگ بي توجه بودند. اين نقد وارد است. اما از تئاتر هم حمايت چنداني نشده است. فصلنامه: آقاي اميني در تقسيمبنديتان به دو بخش اشاره كرديد. اما در بخش نمايشنامهنويسي هم ما ضعيف عمل كرديم. اين حوزه كه واقعاً حمايت و سالن اجرا نمي خواهد. اميني: اين را قبول دارم. حوزه نمايشنامهنويس اساسيترين حوزه تئاتر است. در واقع قوت در نمايشنامهنويس است كه قوت در اجرا را ميسازد. هر چند گاهي به حوزه نمايشنامهنويسي هم بازنميگردد. خيلي از نمايشنامههاي خوبي كه با نبود امكانات و بودجه مناسب، با كارگرداني خوب و بازيگر عالي خراب ميشوند مگر اين همه سال مكبث يا هملت اجرا نشده است، متنهاي ديگري از ميلر و اونيل. متنها همه عالي بودهاند. شما فكر كنيد اگر متن خوب هم توليد شود، مجريان كار كشته و با امكاناتي نداريم. چه برسد به متنهاي ضعيف و متوسط. فصلنامه: متأسفانه متنهايي كه گفتيد مانند مكبث و هملت بيرون آمدهاند و در اختيار افراد قرار گرفته اما در اين حوزه كمتر متن وجودداشته و بيرون نيامد تا كسي كه دغدغه كار داشته به آن رجوع كند و حتي اگر شد اجرا كند؟ اميني: بله اين ضعف وجود دارد و نميشود اين را كتمان كرد. چرا كه ما وارث 150 تا 160 سال نمايشنامهنويسي هستيم. از زمان ميرزا آقاي تبريزي به اين سو، اما دنياي اروپا وارث 2500 سال است. تئاتر يك هنر انديشمندانه و يك هنر با سابقه طولاني است و نمايشنامهنويسان در هر جغرافيايي پاهاي خود را روي شانههاي يكديگر ميگذارند و رشد ميكنند. از ياد نبريم كه هنر تئاتر در يك جغرافيا و اقليم خاص، در ريشه و در تار و پود تفكرات و اعتقادات و فرهنگ آن جامعه تنيده شده است. فرهنگ ما فرهنگي بر پايه مونولوگ است. ما هميشه شاعر و نشرنويس تربيت كردهايم كه در قلههاي رفيعي هم قرار دارند. بنابراين بايد خودمان براي فرهنگ اقدام كنيم. گاهي اوقات به نظر ميرسد با جمعي از اعتقادات و ساختارهاي گوناگون روبرو شدهايم كه نميدانيم دربارهاش چگونه موضع بگيريم. جالب اينجاست كه هر كس به ديدن تئاتر ديگري ميرود آن را رد ميكند و قبول ندارد و اين هم به اين دليل است كه نميدانيم چه ميخواهيم؟ جالب اينجاست در بعضي جاها، هر يك چيزي را ميپسندند. فصلنامه: خب، براي موضوع آخر ميخواهيم كمي در مورد جايگاه تئاتر دفاع مقدس سوال كنم كه آيا اين گونه تئاتري به يك ژانر تبديل شده است، آيا مخاطبان ما آن را به عنوان يك گونه تئاتري پذيرفته اند؟ آذرنگ: نه نشده. ما فقط اسم اش را يدك ميكشيم. اگر شده بود براي خودش جايگاهي داشت. ما فقط بسنده كرديم به اتفاقات مقطعي. اگر به چشم انداز اين مسئله نگاه كرده بوديم، ميتوانستيم از دل آن هنرمندان زيادي را بيرون بدهيم. اگر شما مخالفيد نشان بدهيد كجا خوب عمل كرده ايم؟ جشنواره تئاتر دفاع مقدس جشنواره بزرگي بود. اما تغيير مديريتي باعث شد كه ما تمام تلاش هايمان هدر برود. جالب است بدانيد كه در آخرين دوره هاي جشنواره يك آقايي علوي دبير جشنواره بود كه همپاي جايزه كارگرداني و نويسندگي جايزه عفاف گذاشته بود كه هر كس حجابش بهتر بود آن جايزه را بگيرد. اين يعني چه؟ اين بي احترامي به جامعه تئاتري نيست؟ يعني جامعه تئاتري ما بي حجاب است و دوستان ميخواهند آنها را تشويق كنند. بعد آن وقت اين جايزه را همرده جايزههاي ديگر قرار ميدهند. من خودم مسلمانم و از شئون دينم آگاهم. همه هنرمنداني كه در حوزه دفاع مقدس كار ميكنند همينطورند. اما اين كارهاست كه جامعه تئاتري را تحقير ميكند. اگر عقل جمعي بر جامعه تئاتري حاكم باشد چنين اتفاقاتي را شاهد نخواهيم بود. زارعي: به نظرم در مقاطعي ما داشتيم به اين مسئله دست پيدا ميكرديم. هنرمندان زيادي دور جشنواره تئاتر دفاع مقدس جمع شده بودند كه اگر ادامه پيدا ميكرد در مدت كوتاهي شاهد به بار نشستن آن بوديم اما نگذاشتند. به نظر من هر كار فرهنگي براي ريشه دواندن نياز به يك پروسه طولاني دارد. اين هم بر ميگردد به برنامه ريزي هاي بلند مدت ما. برخلاف تئاتر دفاع مقدس؛ تئاتر مذهبي به خوبي معرفي شد و به خوبي هم تبديل به يك ژانر شد و مردم هم آن را پذيرفتند. با اين حال اغراق بيش از حد ما در برخي نمايشنامه هاي دفاع مقدس و رفتن به سمت موضوعاتي كه مخاطب گريز بود، ما را از راه منحرف كرد. ما در يك دهه گذشته ميبينيم كه اغلب كارهاي تئاتر دفاع مقدس شبيه هم هستند. رزمندهها آدم هاي عاصي، بيمار، منزوي هستند كه با خودشان و جامعه شان درگيرند. آيا واقعاً جنگ ما زيبايي نداشته. چطور است كه وقتي از حضرت زينب(س) ميپرسند در كربلا چه ديدي ميگويد: جز زيبايي نديدم. او در شرايط سختي اين حرف را ميزند. ما كه ميگوييم دفاع مقدس ما الگويش را از عاشورا گرفته، چرا از زيبايي هاي آن سخني به ميان نمي آوريم؟ ما در تئاتر دفاع مقدس بيشتر به سمت خلق شخصيت هاي مونوتون و تخت رفتيم و براي اين مسئله هم هيچ فاكتوري نداشتيم. براي همين الان دوران ركود اين گونه تئاتري را سپري ميكنيم و گله اي هم نبايد بكنيم. اميني: من معتقدم جشنوارهها تيغ دو دم است. يعني گاهي جشنواره نقش يك مسكن را دارد. شروع كار جشنواره از طرف بنياد حفظ آثار عالي بود. به ويژه سالهاي آغاز آن كه تأثيرگذار بود و حتي بستر سازي كرد. اما زماني كه به سمت اين رفت كه براي پر كردن آمارهاي سازماني و ارايه گزارش بايد كاري انجام داد، به جايي رسيديم كه تنها جشنواره سودي نداشت بلكه يك خلاء را به صورت مصنوعي پر ميكرد. به طور مثال، اگر بنياد در طي آن سالها، سالني را به عظمت تئاتر شهر ميساخت و مردم ميدانستند كه در اين سالن، كارهاي فاخر و با سرمايهگذاري درست و فرهنگي انجام ميشود آن هم با كارگردانهاي خوب، ميشود گفت كه تأثيرگذار بوده است. همانطور كه سنگلج به اين سمت رفته است كه محل برگزاري كارهايي برگرفته فرهنگ ايران شده. تالار مولوي محل برگزاري كارهاي دانشجويي است. تئاتر شهر، تئاتر حرفهاي برگزار ميكند كه معمولاً متون فرهيخته دنيا در آن اجرا ميشود. با اين حال اميدوارم يك مديريت درست و كارآمد هزينه هاي تئاتر را براي تئاتر آنگونه خرج كند كه بايد خرج كند. چرا كه ما در قبال نسل آينده تئاتر كشورمان پاسخ گو هستيم.

منبع: فصلنامه فرهنگي و پژوهشي شاهد انديشه

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه