چهارلول

يكي از بچه ها، كه جثۀ ضعيفي داشت، سه تا كلاش برداشته، يكي را روي سينه و دو تاي ديگر را روي شانه اش قرار داده و لوله هاي آن ها را لبۀ سنگر گذاشته بود. بعد با پيشاني بندي كه داخل ماشه چكان اسلحه ها قرارداده بود، سه اسلحه را همزمان به كار مي انداخت. مي گفت:"مي خواهم عراقي ها بترسند و پيش خود فكر كنند ما هم چهارلول و اسلحۀ سنگين داريم و ما را ضعيف نپندارند!"