آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۹۰۹۶
۰۶:۲۰

۱۳۸۸/۰۵/۲۲

سلاح گلي




شب بود. از سنگر بيرون آمده بودم و در طول خط قدم مي زدم. دوگشتي عراقي را ديدم كه به سويم مي آمدند. اسلحه اي نداشتم. تكه گلي را از زمين برداشتم و به آن ها حمله كردم، با يكي درگير شدم وآن ديگري فرار كرد. نفر مقابل را كه ازترس، قدرت مقابله نداشت اسير كردم و بعد از بازجويي مشخص شد كه دشمن قصد تحركاتي را درمنطقه داشت و اين افراد كار شناسايي را انجام مي دادند.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه