آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۹۰۷۱
۰۶:۰۶

۱۳۸۸/۰۵/۲۲

مخلوط پاكتي




در منطقۀ فاو در موضعي كه به آن "سنگر پيشاني " مي گرفتند و جلوترين سنگر درخاكريز طولاني خط بود، مستقر بديم. خاك فاو رملي و نرم بود و سنگ ريزه اي نداشت كه موقع راه رفتن سر و صدا ايجاد كند. از همه مهم تر گلولۀ منور هم نداشتيم كه هنگام خطر آن را روشن كنيم و مسافت تحت نظرمان را محك بزنيم . تانكي عراقي با شني پاره اي نزديك محور ما بود. براي اين كه دشمن تانك خودش را كه نسبتاً سالم هم بود منفجر نكند، باك گازوييلش را خالي كرده و آن را با بنزيني كه از پيك گردان گرفته بوديم مخلوط كرديم، محصول خوبي به دست آمد، يعني ديگر نه مثل بنزين يك باره آتشمي گرفت و خاموش مي شد و نه مشكل دير مشتعل شدن گازوييل را داشت.
در همان خط براي جيرۀ روزانه به هر چهار نفر ما آب آشاميدني مي دادند كه درپاكت شير بسته بندي شده بود. ما هم مجبور بوديم نهايت صرفه جويي را در مصرف آن رعايت كنيم به اين منظور سوراخ كوچكي در آن ايجاد كرده بوديم و هر بار مقدار كمي از آن مي نوشيديم. به پيشنهاد دوستان تصميم گرفتيم با استفاده از لولۀ خودكار بيك، مخلوط بنزين و گازوييل را داخل ظرف خالي بريزيم و با بستن سوراخ آن را نخ پوتين آن را آمادۀ اشتعال كنيم. از آن پس هر گاه در طول شب احساس خطر مي كرديم يا حركت مشكوكي مي ديديم، فتيله را روشن و آن را تا جايي كه مي توانستيم به سوي خطوط دشمن پرتاب مي كرديم. مسافتي بين 50 تا 70 متر كه بعد از اصابت پاكت به زمين مواد داخل آن به اطراف مي پاشيد و شروع به سوختن مي كرد و ما با استفاده از نور آن محدودۀ خط را كنترل مي كرديم.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه