تنها باقرآن

همه سعي مي كردند اوقاتي را تنها باشند؛ نزديك غروب آفتاب ، در دل شب يا قبل از طلوع خورشيد.در مقرهاي تاكتيكي و در تخريب و ساير جاها ، حداقل يك ساعت آيات قرآن از بلندگوي تبليغات پخش مي شد.رزمندگان معمولاً خودشان عصرها سربه كوه و دشت مي گذاشتندوتنها به تلاوت قرآن و تفكر در مورد آن مي پرداختند.به هركجا كه چشم مي انداختي ، رزمندگان بودند و خلوت باخدا. وقتي آياتي پخش مي شد كه زمينۀ آن هم وجود داشت ، حال ديگري دست مي داد؛ آياتي مثل: "لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرأيته خاشعامتصدعا من خشية الله " در غرب و در ميان كوهستان. عباراتي كه زمينۀ پذيرش آن ـ به جهت حال و هواي جبهه،مثل غربت هاومظلوميت ها و بالاخره فداكاري هاو شهادت ها و تنهايي هاـ فراهم بود تأثير روان سوزتري داشت . صحنۀ ديدني تر وقتي بود كه همان بلندگوي پخش قرآن به واسطۀ دشمن ، گلوله باران مي شد وصداي قاري قرآن خاموش.