آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۸۶۱۰
۰۵:۲۱

۱۳۸۸/۰۵/۱۹

ذكر و ورد




بين بسيجيان، التفات خاصي در اشتغال به ذكر بود. هيچ كس به عبارات و انجام دادن فرايض عمومي بسنده نمي كرد. غير از اذكار و اورادي كه فرماندهان بنا به اقتضاي اوضاع منطقه پيشنهاد مي كردند، يا خود رزمندگان با هم در موقعيتي بر سر گفتن آن ها به توافق مي رسيدند، هركس براي خودش ذكري قرارداده بود و با آن انس و الفتي ديرينه داشت. آن قدر اين امر شايع بود كه وقتي دو نفر باهم به درجه اي از صميميت مي رسيدند، به عنوان اولين سؤال از ذكروزمزمه ي يكديگر مي پرسيدند. خيلي غريب و بعيد هم بود كه كسي بگويد به عبارت خاصي عادت ندارد، نه به صورت جلي و نه به صورت خفي، يعني آرام و ملايم و بي نشان، بعضي بي پروا و ملاحظه ي غير، برادراني هم بودند كه علاوه بر آنچه به زبان مي آوردند و در دل جـاري مي كردند، ذكرهايي چون"يا فاطمه الزهرا"،" يا ابا عبدااللـه" و عباراتي چون" انا حر الحسين" و"يا غياث المستغيثين"را كه روي قطعه پارچه هايي به طول و عرض 5×10 سانتي متر نوشته شده بود، در جا نمازهاي جيبي يا وصيت نامه هايشان قرارداده بودند و با مراجعه به آن ها براي خودشان ترنمي داشتند. بعد هم به دوستان و آشنايان سفارش مي كردند كه بعد از شهادتشان اين نوشته ها را روي سينه و قلب يا بر پيشانيشان قرار بدهند، به اميد شفاعت و عنايتي.
ورد "ياعلي ياعلي" بعد ازنماز و در شرايطي كه فرصت دورهم جمع شدن فراهم مي شد، نيز رونقي داشت. بعضي براي هر روزي ذكري معين كرده بودند . روز "اللـه اكبر"، روز"سبحان اللـه" وبه همين ترتيب ساير اذكار.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه