تنبيه و تنبه با صلوات

براي ايجاد نظم و انضباط بيش تر، مسئولان گردان و گروهان يا واحد، گاهي دست به تنبيه صلواتي مي زدند، به اين نحو كه براي نداشتن "گـتر" كش پاچه ي شلوار صد صلوات، براي باز بودن بند پوتين صد و پنجاه صلوات و به همين ترتيب براي آنچه مقرر بود، صواتي قرار مي دادند نثار ارواح طيبه ي شهدا.
اگر فرمانده يا مربي مشغول صحبت كردن دركلاس بود و احياناً كسي زمزمه اي مي كرد يا بازيگوشي، قاعده اين بود كه گوينده ايشان را دعوت به فـرستادن تعدادي صلوات مي كرد –البته طوري كه كسي نشوند و در واقع در دلش آن قدر كه جلسه تمام بشود و او هنوز در كار فرستادن صلوات باشد. دراين نحوه ي برخورد، اطاعت بي چون و چراي رزمندگان باعث مي شد چنين تنبيه هايي مؤثر واقع شود، والا مي توانستند صلوات نفرستند كه گاهي نيز اين اتفاق مي افتاد؛ چنان كه
مي گويند فاضل صافي معاون دسته ي شهيد گلفتي (گل فتحي) گردان انصار، يكي از نيروهاي زير مجموعه ي خود را به دليل استنكاف از انجام دادن وظيفه اي با صد صلوات جريمه كرد وبعد از دو روز ازاو پرسيد:" صلوات ها را فرستادي؟" و جواب منفي شنيد و رد شد و رفت. چند روز بعد، دوباره به آن برادر برخورد و پرسيد: "صلوات ها را فرستادي؟" و او با كمال خون سردي باز هم پاسخ منفي داد. معاون دسته در جواب گفت:" عيبي ندارد، من خودم براي شادي روح شهدا مي فرستم!"
براي بازداشتن شخص از كار مكروه و انجام دادن عمل غير صحيح نيز از فرستادن صلوات هاي مكرر براي تنبيه استفاده مي كردند و به اين طريق، به او مي فهماندند كه كار خوبي نمي كند وآن برادر هم لبخند زنان دست از آن عمل مي كشيد؛ كارهايي مثل بلند صحبت كردن، با پوتين روي پتو رفتن، آب را يك نفس آشاميدن، سلاح بدون خشاب را روي كسي گرفتن، بازي با مهمات ، شكستن ليوان آب خوري و امثال اين امور.