آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۸۵۱۲
۰۰:۰۰

۱۳۸۸/۰۵/۱۸
جستاري پيرامون اجراي دفاع مقدس

ويژگي هاي تئاتر دفاع مقدس

مسلم است كه همواره ظرف و مظروف رابطه اي مستقيم با هم دارند و معمولا اين محتواست كه سبك و چگونگي اجرا را با توجه يه ديدگاه و تحليل كارگردان مشخص مي كند و نمي توان يك فرم واحد را براي اجراي تئاتر دفاع مقدس مطرح كرد.




براي پرداختن به چگونگي اجراي تئاتر دفاع مقدس ،لازم است تا اول ويژگي هاي اين تئاتر را يادآور شويم. تئاتردفاع مقدس ، پرداختي دراماتيك به مقوله جنگ – ايران و عراق – از منظر دفاع مقدس است كه به ويژگي هاي ارزشي و اعتقادي جنگ 8 ساله در دوران جنگ و يا بعد آن مي پردازد. در پرداخت موضوعي و الگوهاي داستاني در تئاتر دفاع مقدس معمولا موارد ذيل در ابتدا مورد توجه نمايشنامه نويس و در ادامه ، چگونگي تصوير صحنه اي آن مورد نظر كارگردان قرار خواهد گرفت: مورد توجه قرار دادن و تجليل از صبر و شكيبايي همسران و مادران شهداء و جانبازان تغيير نگرش و تحول – مثبت – افراد (سربازان و يا
افراد عادي ) تحت تاثير محيط و فرهنگ جبهه در زمان جنگ و يا در دوران اسارت پرداختن به شجاعت ها و ويژگي هاي اخلاقي ، كاري و اعتقادي فرماندهان و افراد شاخص در دوران جنگ كه شايد در حال حاضر شهيد باشند(الگو سازي) تاكيد بر لزوم و ارزش دفاع در برابر تهاجم و تقويت حس غرور و سربلندي به پاس 8 سال دفاع از خاك ، ناموس و اعتقادات به جاي پشيماني از چرايي جنگ (فراتر از نگاه ملي و از ديدگاه ديني) نقش كمك هاي غيبي و باورهاي مذهبي در پيروزي رزمندگان (ارتباط با خدا) ترويج فرهنگ ظلم ستيزي، شهادت طلبي، ايثار و اهميت جايگاه و ارزش مقام شهيد نقش و تاثير شهداء در زندگي امروز
محكوم كردن تجاوز عراق با پرداختن به تغيير نگرش و تحول سربازان و درجه داران عراقي تحت تاثير باورهاي ارزشي ، اخلاقي و اعتقادي رزمندگان ايراني و... مسلما با كنكاش بيشتر مي توان الگوهاي داستاني و ويژگي هاي ديگري را نيز در تئاتر دفاع مقدس مطرح كرد و به موارد فوق افزود ولي در كل آنچه اهميت دارد اين است كه در تئاتر دفاع مقدس حتي اگر چالش و يا انتقادي نيز مطرح شود در نهايت بايد حس مثبتي به تماشاگر منتقل شود. البته در اينجا يك آسيب جدي وجود دارد كه معمولا تئاتر دفاع مقدس نيز از آن رنج مي برد و آن شعارزدگي و مقاله سيد جواد روشن
سفارشي شدن اين نوع تئاتر است كه معمولا بخاطر يك سونگري صرف ، عدم تعادل در شخصيت پردازي و اغراق بوجود مي آيد.
تئاتر دفاع مقدس در اجرا
مسلم است كه همواره ظرف و مظروف رابطه اي مستقيم با هم دارند و معمولا اين محتواست كه سبك و چگونگي اجرا را با توجه يه ديدگاه و تحليل كارگردان مشخص مي كند و نمي توان يك فرم واحد را براي اجراي تئاتر دفاع مقدس مطرح كرد.به اعتقاد نگارنده و بر خلاف نظر برخي ، تئاتر دفاع مقدس يك ژانر و گونه نمايشي نيست بلكه يك نمايش با موضوع دفاع مقدس مي تواند در ژانرها (كمدي ، تراژدي و...) و همچنين سبك هاي متفاوتي (رئاليسم ، سورئاليسم و...) اجرا شود ولي به نظر مي رسد با توجه به محتواي ارزشي تئاتر دفاع مقدس ، استفاده از برخي سبك ها تاثير بيشتري خواهند داشت.
در اينجا بايد يادآور شد آثار نمايشي در زمينه تئاتر جنگ در جهان ، تحت تاثير نگاه فلسفي و ايدئولوژيك صاحبان انديشه شكل گرفته است. به عنوان مثال فرانسه بعد از جنگ ، محلي مي شود براي جدال فلسفي اگزيستانسياليسم كه مي خواهد درباره جدايي از ريشه هاي متافيزيكي و متعالي تاريخش پرسش كند. فلسفه اي كه خيلي قبل تر از جنگ جهاني دوم و توسط كيركه گور،نيچه و هايدگر مباني اش ريخته شده بود ولي پذيرش عمومي آن و فراگير شدنش در ادبيات به دهه 1940 و 1950 باز مي گردد. 1 (بعد از جنگ جهاني دوم) اين نگرش فلسفي با تمام فراز و نشيب هايش در آثار نويسندگاني چون آلبر كامو و ژان پل سارتر حضور مي
يابد . » حكومت نظامي « اثر كامو و »مرده هاي بي كفن و دفن « و »مگسها « اثر ژان پل سارتر 2 و... تحت تاثير جنگ جهاني دوم نگاشته شد. همچنين ساختارگراييب ر پايه ماترياليسم ماركس و تئاترا بزورد و يا تئاترا كسپرسيونيستي آلمان متاثرا ز جهانب عداز جنگ – هاي جهاني – است. از جمله ديگر آثار متاثر از جنگ – خصوصا جنگ هاي جهاني – مي توان به نمايشنامه هاي »آدم آدم است » ، « ننه دلاور و فرزندانش » ، « شوايك در جنگ دوم جهاني » ، « ترس و نكبت رايش سوم « و... اثر برتولد برشت ، »پائولو پائولي « اثر آرتور آدامف (در مورد علل بروز جنگ جهاني اول) ، »منجي سفيد « اثر گرهادت هاپتمن ، »آتش افروزان « اثر ماكس فريش ، »در پوست شير « اثر شون اوكيسي ، »حادثه درويشي « اثر آرتور ميلر ، »سيمان » ، « نبرد « و »جاده تانك ها « اثر هاينر موللر ، »نبرد دريايي « اثر راينهارد گورينگ ، »مردي با سندل هاي كائوچويي « اثر كاتب ياسين (در مورد جنگ ويتنام) ، »تولد « و »و مثل ويتنام « اثر آرمان
گاتي ، »بيرون پشت در « اثر ولفانگ بورشرت ، »پيك نيك در ميدان جنگ « اثر فرناندو آرابال (متاثر از اخبار مربوط به جنگ كره)، »استنطاق « اثر پيتر وايس و...اشاره كرد. مرور اجمالي اين آثار يادآور ساختار، سبك ها و ژانرهاي متفاوتي در عرصه نمايشنامه نويسي است و خاطرات اجراهاي متفاوتي را به همراه دارد. نكته جالب ديگر اينكه اكثر اين متون توسط نويسندگاني نوشته شده است كه خودشان از نزديك جنگ را لمس كرده اند و حتي گاهي به عنوان سرباز جنگيده اند.
حال بايد پرسيد با توجه به تفاوت ماهوي جنگ 8 ساله ايران و عراق با نمونه هاي غربي آن چه سبك و يا سبك هايي تناسب بهتري با اجراي تئاتر دفاع مقدس دارد و مي تواند آن را به شكل بهتري نشان دهد؟ از آنجايي كه تئاتر دفاع مقدس به ارزش ها مي پردازد و قهرمان در تئاتر دفاع مقدس معمولالا با ماوراء (خدا) ارتباط مي گيرد و از او كمك مي خواهد بايد ديد چه سبكي امكان بهتري براي انتقال اين حس بوجود مي آورد. سربازي را در نظر بگيريد كه پس از يك مبارزه سخت تمام همرزمانش را از دست داده و حالا با مهماتي اندك در مقابل سپاهي بزرگ قرار گرفته است. اين سرباز وقتي كه به عنوان يك قهرمان در ساختار درام كلاسيك غربي قرار مي گيرد احتمالاً بر اساس توجيه علت و معلولي و نيازهاي منطقي تفسير مي شود، شرايط زنده ماندن را بررسي مي كند و چون خود و سلاحش را در برابر وضع موجود ناتوان مي بيند تن به اسارت مي دهد و... اما قهرمان در نمايشنامه دفاع مقدس گاهي منطق علت و معلولي را كنار مي گذارد و بر اساس دركي حكمي و شهودي عمل مي كند. تصميمي كه اين قهرمان در آن لحظه مي گيرد مبتني بر شرايط حاكم و مقتضيات موجود نيست بلكه وابسته به يك تفكر خاص است. تفكري كه ريشه در ارزشها و باورهاي ديني دارد و شايد درك آن براي بسياري قابل هضم نباشد. حتي شايد اين قهرمان نارنجك ها را به كمر ببندد و خودش را زير تانك دشمن بيندازد. هدف و انگيزه در اين دو قهرمان (قهرمان كلاسيك غربي و قهرمان دفاع مقدس) متفاوت است . شهادت در تفكر قهرمان دفاع مقدس ، نوعي پيروزي است در حالي كه قهرمان تئاتر جنگ (در كلاسيك غربي) پيروزي را به واسطه وجه علي و معلولي آن تفسير مي كند. اين قهرمان در شرايطي پيروز خواهد شد كه بتواند بر اساس هدفش (پس گرفتن خاك، اجراي فرمان نظامي و...) نيروهاي متضاد (ضد قهرمان ) را شكست دهد. به خاطر نوع جهان بيني ، معناي پيروزي براي ايند وقهرمان كاملاًمتفاوت است پس اعمال و رفتار آنها نيز تفاوت خواهد داشت. وقتي در تفكردفاع مقدس مي گوييم شهادت ، پيروزي است و يا ما مكلف به وظيفه هستيم و نه حصول نتيجه و.... يعني از ديدگاه مادي فاصله گرفته ايم.
در منطق رئاليسمي هيچگاه يك گروه چند نفره با يك گردان مبارزه نمي كند چون نتيجه عقلي آن شكست است ولي در باور اسلالامي رزمندگان : اولالالا خدا با مومنين است 3 ثانيا اگر پيروزي ظاهري هم حاصل نشود شهادت در راه خدا باز هم پيروزي محسوب مي شود و ارزشي بس والا دارد. (البته اين به معناي بي خردي در باور ديني نيست بلكه رزمندگان در شرايطي دست به اين كار مي زنند كه احساس مي شود انجام اين كار لازم و ضروري است و آنگاه از خدا نصرت مي طلبند) از اين قبيل مثال ها بسيار وجود دارد كه در تئاتر
دفاع مقدس به آن پرداخت مي شود. بايد ديد حال كه چنين تفاوت هايي وجود دارد چگونه بايد مفاهيم دفاع مقدس را به گونه اي باور پذير اجرا و به تماشاگران منتقل نمود؟ مسلما در چنين فضايي ، واقع گرايي در لحظاتي ناكارآمد تلقي مي شود و چون نمي توان بر اساس معيارهاي رئاليستي اين پديده ها را تفسير كرد.در صحنه پردازي و بازي رئاليستي كمك خواستن از خدا و ارتباط با ماوراء – به عنوان مثال در شرايط قبل از حمله - در اشكالي صوري و ساده مثل دعا خواندن و راز و نياز (از لحاظ اجرايي) تصوير مي شود كه
ممكن است نه تنها به باور پذيري تماشاگر كمك نكند بلكه اثر را تا سطح شعارزدگي و تظاهرنمايي تنزل دهد.در سينما اكثر فيلم هاي موفق در اين زمينه حداقل براي لحظاتي از واقع گرايي فاصله گرفته اند و به كمك ابزار سينمايي فضايي متفاوت (معني گرا) را بوجود آورده اند. (مانند فيلم هاي ديده بان اثر ابراهيم حاتمي كيا ، حماسه مجنون اثر جمال شورجه ، هيوا به كارگرداني رسول ملا قلي پو ر و... ) . به نظر مي رسد در تئاتر دفاع مقدس نيز بايد علاوه بر رئاليسم صحنه اي از سبك هاي ديگري مثل سورئاليسم (فرا واقعي) و يا سمبوليسم (نماد گرايي ) و حتي اكسپرسيونيسم ( با تكيه بر خواب و رويا براي به تصوير در آوردن شهود و روياي صادقه ) و... كمك گرفت. همچنين گاهي اوقات استفاده از تئاتر مولتي مديا (چند رسانه اي )و يا تئاتر مستند 4 نيز مي تواند راه گشا باشد و منظور و هدف گروه اجرايي را در شكلي مناسب تر منتقل كند. شايد مروري كوتاه بر چند سبك مناسب در اجراي تئاتر دفاع مقدس و بيان كاركرد آنها تا حدودي ما را به هدف نزديك تر كند. البته قبل از آن ذكر اين نكته ضروري است كه تئاتر زائيده غرب است و آبشخور تمام مكاتب و سبك هاي موجود نيز در غرب است. مسلما وقتي از سورئاليسم، اكسپرسيونيسم و... سخن مي گوييم بايد به فلسفه پيدايش ، علل ظهور اين مكاتب ، ويژگي ها ، اهداف ،آثار و سردمدارانش نيز توجه كرد. شايد با مطالعه پيشينه مثلا سبك سورئاليسم اين سوال براي خواننده مطرح شود كه چگونه چنين سبكي در اجراي تئاتردفاع مقدس – با آن ويژگي هايي كه بدان ها اشاره شد – كاربرد دارد؟ در اينجا بايد گفت اولا: تاكيد ما در سبك هاي اجرايي است و نه الزاما بخش ادبي آن ، سورئاليسم در ادبيات –نمايشي – به گونه اي ظاهر مي شود و در اجرا ، ويژگي هاي خودش را دارد. (البته همان طور كه گفته شد محتوا و قالب با هم رابطه دارند ولي به عنوان مثال چگونه ما شاهد يك اجراي مدرن از يك متن كلاسيك مانند هملت هستيم؟) دوما: قرار نيست وقتي از سورئاليسم سخن مي گوييم تمام عناصر آن مو به مو اجرا شود بلكه هدف استفاده صحيح خلاقه و كارآمد از ويژگي هايي است كه براي رسيدن به هدف ما را كمك مي كند. شايد در اجراي نمايش و با توجه به شرايط، تلفيقي از چند سبك به كار گرفته شود و اين امر ميسر نمي شود مگر با شناخت دقيق و استفاده خلاقه از آنها. وقتي در يك اجراي رئاليسم قهرمان نمايش خواب ببيند و آن خواب براي تماشاگران بازسازي شود – و البته خوابي تخيلي باشد – آيا آن خواب هم واقعي است و يا امري ذهني با ويژگي هاي خودش است؟ پس در چنين زماني و به شرط لزوم ما از مكاتب ديگر كمك مي گيريم تا به هدف خود و انتقال بهتر مفاهيم برسيم.با ذكر اين مقدمه مروري خواهيم داشت بر چند سبك و كاربرد آن در اجراي تئاتر دفاع مقدس. سبك هاي موثر در اجراي تئاتر دفاع مقدس:
رئاليسم ( (Realism
رئاليسم يا واقع گرايي مانند ساير سبك هاي تئاتري شيوه اي براي دريافت جهان پيرامون ما و نمايش آن است .يك كارگردان در رئاليسم صحنه اي مي كوشد تقليدي قابل باور از واقعيت ارائه دهد. البته اين كار امري بسيار مشكل است چون در هر صورت تلاش ما جايگزين خود واقعيت نمي شود و در واقع تنها توهمي از واقعيت شكل مي گيرد. (حتي تلاش ناتوراليسم ها نيز براي بازسازي عيني واقعيت چندان موفق نبود و طراحي هاي صحنه آنها ديگر كاربردي ندارد) البته با وجود ظهور سبك هاي مختلف كه بعد از رئاليسم شكل گرفت هنوز اين سبك حضور و كاركردي قوي دارد و آثار زيادي در اين شكل به روي صحنه مي رود. مسلما در تئاتر دفاع مقدس نيز استفاده از اين سبك اجرايي امري لازم است چون قرار است ما از واقعيتي صحبت كنيم كه اتفاق افتاده است و كوشش ما شناخت بهتر آن رويداد واقعي است ولي نكته مهم آن است كه همان طور كه اشاره شد برخي مفاهيم با واقعيت عيني و رابطه علت و معلولي قابل درك نيستند. مثلالالا بسيار شنيده شده است كه رزمنده اي قبل از شهادتش خواب ديده است (روياي صادقه ) و در آن خواب مژده شهادت به وي داده شده است. آيا خواب امري واقعي است؟ خواب ديدن به عنوان يك فعل واقعي است ولي خود خواب امري ذهني است كه در رئاليسم صحنه اي جايي ندارد. همچنين در نمايشي كه در زمان جنگ و خود جبهه مي گذرد ، طراحي صحنه تا چه حد مي توان به واقعيت نزديك باشد.گاهي تلاش براي نزديك شدن به واقعيت تماشاگر را از باور دور مي كند. طراحي صحنه و اجراي نمايش »از خاك تا افلاك « به كارگرداني محمود فرهنگ كه از جلوه هاي ويژه استفاده مي كرد ، سنگرهاي شني داشت و تانك نيز در صحنه حضور پيدا مي كرد تا چه حد در انتقال واقعيت موثر بود؟ به نظر مي آيد در بسياري از مواقع استفاده از نمادها كاركردي بهتر داشته باشد. آنچه در رئاليسم موجود در تئاتر دفاع مقدس مهم است ، خود اشخاص نمايش هستند كه از افراد معمول و واقعي جامعه انتخاب شده اند ، افراد و رزمندگاني قابل باور و در دسترس كه از طبقات مختلف جامعه با ويژگي هاي انساني – اما با باورهاي اعتقادي عميق- كه براي تماشاگر قابل شناخت هستند. همچنين در تئاتر دفاع مقدس ما از واقعيتي مي گوييم كه در خاطرات ، عكس ها و فيلم هاي به جاي مانده از زمان جنگ وجود دارد . پس مي تواند بستر اصلي ما در اجراي تئاتر دفاع مقدس رئاليسم باشد ولي نه در تمام لحظات.
سمبوليسم ( (Symbolism سمبوليسم و يا نمادگرايي را در تئاتر نخستين انحراف از واقعه گرايي مي دانند. در نظر نمادگرايان واقعيت ظاهري و بيروني چيزي بي اهميت بود. آنها معتقد بودند واقعيت حقيقي تر در چيزهاي دروني ، ذهني و مرموز نهفته است و چنين واقعيتي را نمي توان مستقيما از راه گفتار ،عمل و صحنه پردازي ارائه داد ، بلكه بايد با استفاده از نماد و استعاره به آن اشاره كرد.هدف نمادگرايان پيش از هر چيز ايجاد حالتي از احساس است كه به كمك آن بتوان واقعيت را غير مستقيم درك كرد. 5 چنين ديدگاهي در اجراي تئاتر دفاع مقدس قابل ستفاده خواهد بود چون دفاع مقدس فقط يك نبرد و جنگ يست بلكه سرشار از مفاهيم است و يكي از كاركردهاي ئاتر دفاع مقدس انتقال همين مفاهيم است.
مقدس گاهي چگونگي شهادت اهميت ندارد بلكه چرايي آن مهم است و... به نظر مي آيد استفاده از سمبول و نماد و در كل سمبوليسم در اجراي تئاتر دفاع مقدس بسيار مفيد و كارآمدخواهد بود. ديگر نيازي نيست يك سنگر را بازنمايي واقعي كرد ، حالا چفيه و يا پلاك از يك شيء فراتر مي روند و نقش نمادين پيدا مي كنند. سربند يا زهراء (س) نشانه اي از باور قلبي رزمندگان است .در چنين شرايطي مي توان به خوبي از اشياء ،رنگ ها ، خصوصا نور و... در جهت انتقال مفاهيم استفاده كرد. اكسپرسيونيسم ( ( Expressionisim بنا به تعريف دكتر فرهاد ناظرزاده در كتاب گزاره گرايي در ادبيات نمايشي ، هنگامي كه نمايشنامه نويس مي كوشد ذهنيت هاي شخصيت هاي اصلي خود را گزاره ، تعبير و يا تفسير نمايد و به آنها عينيت خارجي ببخشد و يا هنگامي كه نمايشنامه نويس از خلال ذهنيت هاي يك شخصيت اصلي به تفسير واقعيت ها بپردازد ، به دبستان گزاره گرايي يا اكسپرسيونيسم روي آورده است. شايد در ابتدا مطرح كردن سبك اكسپرسيونيسم
و يا گزاره گرايي در اجراي تئاتر دفاع مقدس با توجه به فلسفه پيدايش اين سبك ، كمي دور از ذهن به نظر
آيد. ولي فراموش نكنيم يكي از وجوه اكسپرسيونيسم پرداختن به اعتراضات اجتماعي، سياسي و اقتصادي
است. اين سبك كاربردي مذهبي و معنوي نيز دارد مانند استفاده اي كه استريندبرگ در آثارش مي كند. بايد گفت در اينجا به هيچ وجه جنبه هاي تاريك و توهم موجود در اين سبك مورد نظر نگارنده نيست. بلكه آنچه در
كاربرد اين سبك در اجراي تئاتر دفاع مقدس اهميت دارد تلاش براي عيني كردن ذهنيت شخصيت نمايشنامه است. همچنين تصوير كردن خواب به عنوان يك روياي صادقه و يا نگاهي شهودي. با استفاده از اين سبك در اجرا مي توان به مسائل غير مادي و يا واقعيت دروني نمايشنامه و شخصيت هاي نمايش پرداخت. از طرفي مبناي تئاتر اكسپرسيونيستي بر اين است كه نويسنده از طريق شخصيت هايش ارتباط شخصي و دروني نيرومندي را با تماشاگرانش ايجاد كند. 6 ( ارتباط با تماشاگر در تئاتر دفاع مقدس نيز بسيار اهميت دارد)
سورئاليسم ( (surrealism
سورتالسم و يا فراواقعيت نيز مانند اكسپرسيونيسم و سمبوليسم با اين فرض شروع شد كه واقعيت خارجي
اي كه مي بينيم ظاهري بيش نيست و ممكن است واقعيتي دروغين باشد كه با ايجاد ارتباط خودسرانه ميان حوادث اتفاقي ، آن را جزئي از جهان هستي مي سازيم. 7 سورئاليست ها خواستار دست يافتن به واقع گرايي ژرفتري بودند و در اين مسير گاه كشف و اشراق نيز صورت مي گيرد. اين اشراق ،رهايي از معيارهاي
مادي و حركت به عمق پديده ها نكاتي اي است كه در اجراي تئاتر دفاع مقدس بسيار كمك خواهند كرد.
در تئاتر دفاع مقدس مفاهيم زيادي وجود دارد كه درك آن خارج از حدود رئاليسم است . مفاهيمي كه وجود دارند ولي فراتر از لايه ظاهر قرار دارند. براي به تصوير كشيدن اين لايه ها بايد از سورئاليسم كمك گرفت.
نمايش »اين كدوم پنجشنبه است؟ « نوشته و كار حميد رضا آذرنگ را به ياد آوريد. آيا تصوير كردن حضور شهداء در بالاي مزارشان و نظاره كردن خانواده هايشان امري رئاليسم است؟ فراتر از واقعيت الزاما خيال نيست بلكه گاهي واقعيت يا حقيقتي است كه دسترسي به آن براي ما آسان و گاهي ممكن نيست.به نظر مي رسد استفاده خلاقه از اين سبك و حتي توجه به دستاوردهاي آنتوان آرتو – خصوصا در ارتباط با درگير كردن تماشاگر با اثر – مي تواند در اجراي تئاتر دفاع مقدس تاثيرات مناسبي را به همراه داشته باشد.
تئاتر دفاع مقدس و نمايش مذهبي در اينجا نكته ظريف ديگري نيز وجود دارد كه در اجراي تئاتر دفاع مقدس مي تواند موثر و مورد استفاده باشد و آن قرابت تئاتر دفاع مقدس و تئاتر ديني است.
همان طور كه ذكر شد تئاتر دفاع مقدس پراست از مفاهيم .
تعزيه به عنوان گونه اي از نمايش ايراني كه بخش عمده اي از نسخ آن (واقعه هاي اصلي ) به روايت كردن شهادت امام حسين (ع) و يارانش اختصاص دارد در واقع نوعي نمايش ديني است كه در آن حادثه كربلا و
جنگ يزيد با امام حسين (ع) و يارانش محوريت دارد. از اين رو مي توان تعزيه را به عنوان نوعي نمايش جنگي – ديني - كه در آن دفاع كردن بر اساس ارزش ها و پاسداري از دين محور است – نيز مورد بررسي قرار داد ارزشي و ديني از اين رو قرابت خاصي با تئاتر ديني دارد و مي توان از تجربيات موجود در اجراي تئاتر ديني براي به صحنه بردن تئاتر دفاع مقدس بهره گرفت و يا تلفيقي از اين دو را به روي صحنه برد.(نمايش شبيه پدر نوشته حسين فدايي حسين) همچنين توجه به گونه اي از نمايش ايراني به نام تعزيه كه در بسياري از نسخ به واقعه عاشورا (نمونه اي از دفاع در راه خدا) پرداخته است مي تواند پيشنهادهايي را براي اجراي متفاوت تئاتر دفاع مقدس به همراه داشته باشد. اگر به تعزيه از موضوع نبرد امام حسين (ع) و يارانش با سپاه يزيد نگاه كنيم ، مي توان از ساختار اجرايي آن– همچنين نقالي و پرده خواني – در اجراي تئاتر دفاع مقدس استفاده كرد. خصوصا اينكه تعزيه توجه ويژه اي به نمادگرايي دارد و اصولا تلاشي براي واقع گرايي نمي كند و همه چيز بر پايه قراردادها بنا شده است از اين رو بيراه نيست اگر در جستجوي سبك هايي مناسب در اجراي تئاتر دفاع مقدس، مروري نيز بر تعزيه وجايگاه مخاطب در آن داشته باشيم. تعزيه به عنوان گونه اي از نمايش ايراني كه بخش عمده اي از نسخ آن (واقعه هاي اصلي ) به روايت كردن شهادت امام حسين (ع) و يارانش اختصاص دارد در واقع نوعي نمايش ديني است كه در آن حادثه كربلا و جنگ يزيد با امام حسين (ع) و يارانش محوريت دارد. از اين رو مي توان تعزيه را به عنوان نوعي نمايش جنگي – ديني - كه در آن دفاع كردن بر اساس ارزش ها و پاسداري از دين محور است – نيز مورد بررسي قرار داد. در تعزيه تماشاگر بايد آشنايي مختصري با كل ماجرا و اشخاص و معتقدات مربوط به آن داشته باشد. تعزيه تنها نشان
دهنده يك قصه مذهبي ساده نيست بلكه محور اصلي آن جنگ خير و شر و حق و نا حق است. قهرمان نمايش
كشته شدن (شهادت) را بر زندگي در زير سلطه غاصبان و جابران ترجيح مي دهد و... تماشاگر تعزيه داستان را از قبل مي داند و تمام قراردادها را مي پذيرد و ظاهرا حضور خود در تعزيه را نوعي وظيفه و عبادت مي داند. شركت در مراسم تعزيه از سوي مردم ، نوعي پالايش روحي و بهره مندي از ثواب اخروي نيز محسوب مي شود . برداشتن تكه اي از كفن خونين شبيه شهيد ، بهره گيري از حواس پنجگانه ، همنوايي در خواندن ذكرها و گريه كردن در هنگام شهادت و ... نشانگر نوعي ارتباط دروني و باور قلبي ميان مخاطبان و گروه اجرا كننده تعزيه است. همچنين گاهي شبيه خوانان تحت تاثير تماشاگران قرار مي گيرند و دست خوش احساسات مي شوند. اين شراكت و وحدت در گروه اجرايي و تماشاگر نشان دهنده جايگاه ، تاثيرگذاري و نقش مخاطب در تعزيه است و به همين دليل به آن تماشاگر – بازيگر نيز گفته اند و نبايد به راحتي از كنار اين مسئله گذشت. استفاده از صحنه چهارسو و گرد در اجراي تعزيه همچنين مطرح بودن تماشاگر به عنوان ركن اصلي مجالس شبيه خواني و تعزيه از جمله مواردي است كه ارتباط ميان تعزيه و مخاطب را بيشتر كرده است و بايد به دنبال راهي بود كه از چنين حضوري – البته با رعايت تناسب هاي لازم در اجراي تئاتر دفاع مقدس نيز بهره گرفت .در پايان مي توان گفت علاوه بر سبك هايي كه بدان ها اشاره شد ، توجه به چگونگي اجراي گونه هاي سنتي نمايش ايراني از جمله تعزيه ، مي تواند كمكي باشد در اجراي بهتر تئاتر دفاع مقدس.
پي نوشت
1. مك كالو ، كريستوفر، ترجمه نغمه ثميني ، تئاتر و اروپا ، ص 20
2. سارتر در جنگ جهاني دوم وارد ارتش فرانسه و در تابستان 1940
توسط آلمان ها اسير مي شود. وي پس از نجات از دست آلمان ها به نهضت
مقاومت فرانسه مي پيوندد .
3. خدا در قرآن مي فرمايد: فلم تقتلو هم ولكن اللهللهلله قتلهم و ما رميت اذ
رميت ولكن الله رمي... / (اي مومنان) نه شما بلكه خدا كافران را كشت و (اي
رسول) چون تو تير افكندي نه تو بلكه خدا افكند .../ سوره انفال آيه 17
همچنين : و اذكروا اذ انتم قليل مستضعفون في الارض تخافون ان
يتخطفكم الناس فاوئكم و ايدكم بنصره.../ و اي مومنان بياد آوريد زماني
را كه عده قليلي در ميان دشمنان بسيار بوديد كه شما را ضعيف و خوار
در زمين مي شمردند از هجوم مردم مشرك بر خود ترسان بوديد بعد از
آن خدا شما را در پناه خود آورد وبياري خود نيرومندي و نصرت به شما
عطا كرد/ سوره انفال آيه 26
4. تئاتر مستند همان گونه كه از نامش پيداست با تكيه بر اسناد ،
مدارك، گزارش ها و در كل از تمامي اطلاعات موجود در مورد يك
واقعه به بازسازي صحنه اي آن مي پردازد. از آنجا كه آنچه در تئاتر مستند
بازسازي مي شود بر اساس اسناد واقعي شكل گرفته است ، هدف اين
تئاتر همانا كمك به تقويت قدرت استدلال و تكيه بر منطق فكري است .
به عبارت ديگر تئاتر مستند آنگونه كه »پتر وايس 1916-1982) « ) ، يكي
از پيشگامان اين تئاتر آن را تعريف مي كند، تئاتري است كه پيش از هر
چيز به سنديت يك موضوع مي پردازد و تئاتري گزارش دهنده است. در
اين نوع از تئاتر اسناد موجود بدون كوچكترين تغييري در محتوا و تنها با
پرداخت در فرم بر صحنه بازسازي مي شود.
5. هولتن ، اورلي ، مقدمه بر تئاتر ، ص 216
6. سيد حسيني ، رضا ، مكتب هاي ادبي ، ج 2 ، ص72

منبع: نقش صحنه

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه