مبارزه

از آداب و رسوم تيراندازي و مقابله با دشمن اين بود كه رزمندگان چه با كلاشينكف و چه با سايرسلاح ها، وقتي قلب بعثي مزدور را نشانه مي رفتند، دستشان روي ماشه نمي رفت و گلوله اي را به سوي آن ها پرتاب نمي كردند، الا اين كه قبل از آن مي گفتند:" وما رميت اذ رميت و لكن الله رمي" و از كنار سنگر كمين دشمن عبور نمي كردند، مگراين كه در دل
مي خواندند" و جعلنا من بين ايديهم سداً و من خلفهم سداً فاغشيناهم فهم لا يبصرون"؛ اين عبارت را در محاصرۀ كامل دشمن هم بسيار برزبان مي آورند.
گروه خمپاره انداز قبل از اين كه گلوله راشليك كند رويش مي نوشتند : "مرگ بر امريكا " يا مي گفتند : " مهدي جان هدايتش كن " يا : " ردش كن برود" .يا : "از من حاكت از تو بركت" و" برو به اميد خدا" .
هنگام حمله ، بچه ها از كار فراواني مي گفتند ؛ اما آنچه جان مي داد به همه اين عبارت بود : " اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم " ، عبارتي از زيارت عاشورا .
در تمام زمان درگيري بسياري بودند كه قرآن و آيات مربوط به معاد و شهادتين را بر زبان جاري مي كردند و بعضي مثل رزمندگان بوير احمدي در تعقيب دشمن "گاله " و بعضي "لركه " ميزدند (نوعي فرياد و رجز )