آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۷۲۹۸
۰۷:۱۴

۱۳۸۸/۰۵/۱۰

جاسوسها




بعضي از هموطني ها كه معمولا رزمنده هم نبودند، نمي توانستند زير بار شرايط سخت اسارت تاب بياورند و به همين علت خيلي زود قالب تهي مي كردند و مي شدند غلام حلقه به گوش عراقيها . يكي از همين غلامان سينه به دست و دستمال پهن كن كه خيلي خوب چوب لاي چرخ فعاليتهاي ما مي گذاشت ، كردي بود به نام "فرامرز" . فرامرز خوب نقشش را بازي مي كرد از يك طرف سعي داشت خودش را در دل ما جا كند و از طرف ديگر شريك همكاسه عراقيها بود. وقتي در بيمارستان بودم ، او هم آنجا بود . هر مجروح تازه واردي را كه مي آوردند ، دور برش مثل پروانه مي چرخيد و با او گرم مي گرفت و از همني راه ، تازه ترين اطلاعات را مي گرفت و در اختيار عراقيها مي گذاشت. يكي از بچه هاي مجروح كه در بيمارستان بود، "سعيد تازه مند" بود. سعيد كه خبر نداشت فرامرز چه آدم دورويي است ، بي محابا ، حرفهاي دلش را بيرون مي ريخت و تا ما آمديم خبرش كنمي كه فرامرز چه جانوري است ، ديگر كار از كار گذشته بود.
يك روز عراقيها آمدند و سعدي را از اتاق بيرون بردند . فرامرز هم پشت سر عراقيها بيرون رفت و پس از چهار – پنج دقيقه برگشت و آمد پيش ما و شروع كرد به روضه خواني كه بله ، من خيلي به سعيد گفتم مواظب حرفهايت باش، هر حرفي را نزن ؛ اما احتياط نكرد و گير اين بيرحمها افتاد.
ما مي دانستيم كه اشك تمساح دارد مي ريزد. بعدها نيز كه سعيد را ديديم ، گفت فرامرز همين كه از بيمارستان بيرون آمد، كابل را از دست عراقيها گرفت و به آن ها گفت بلد نيستيد بزنيد ؛ اين جوري بايد زد. و شروع كرد مرا زير شلاق بردن و با كابل زدن.همين فرامرز ، يك بار ديگر يكي از همشهري هاي خودش را كه از پيشمرگان كرد بود ، فرستاد پيش شاكر – همان سرباز خشني كه در قسمتهاي قبلي ، از او نوشتم – و او نيز در نهايت بيرحمي ، سيلي محكمي زده بود به آن پيشمرگ كرد مسلمان .
"امين كرد" ، "علي شيري" و "ابوذر" هم مثل همان فرامرز ، از جاسوسهاي كار كشته عراقيها بودند كه با دوز بازي و بقلمون گونگي توانستند چند صباحي ، آب به آسياب عراقيها بريزند ؛ اما بچه ها خيلي خوب دست آنها را خواندند.
يك بار ديگر نيز از "عبدالصادح" كه بچه سوسنگزد بود و مي توانست به عربي با عراقيها صحبت كند و از "منصور آزاديان" كه تركش به شكمش خورده بود و مجروح شده بود ، خواستند كه با آنها همكاري كنند، ولي اين آزاده هاي جوانمرد ، با وجود كتك خوردن و زير تيغ فشار رفتن و تهديد رفتن ، حاضر نشدند دست در دست عراقيها بگذارند.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه