اطاعت از خامنه اي

در آخرين روزهاي اسارت وقتي كه بحث تبادل اسرا داغ شده بود و ما منتظر بازگشت به ميهن اسلامي بوديم ، تصميم گرفتيم به هر ترتيب كه شده تصويري از امام را كه توسط يكي از دوستان روي پارچه اي گلدوزي شده و بالاي آن نوشته شده بود « اطاعت از خامنه اي اطاعت از امام است»به ايران منتقل كنيم
نوبت تبادل ما كه رسيد از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيديم . من نيز تصوير مبارك امام راحل را به كمر بستم و دور آن نوار چسبي كه از بهداي برداشته بودم پيچيدم
صبح وقتي مي خواستند ما را سوار اتوبوسهايي كنند كه رهسپار ايران بود ، از ما خواستند لباسهايمان را عوض كنيم . با خودم فكر كردم عوض كردن لباس همان و لو رفتن قضيه همان! لذا بسرعت سلوار جوراب و كفشهايم را پوشيدم و در حالي كه بلوز در دستم بود چنان وانمود كردم كه دچار حالت تهوع شدهام و به اين بهانه به دستشويي رفتم. در آنجا در يك چشم برهم زدن بلوز خود را عوض كردم و در صف وردود به اتوبوسها ايستادم . آنها داشتند بچه ها را پنج نفر پنج نفر بازرسي مي كردند. من خدا خدا مي كردم كه عراقيها نفهمند كه خوشبختانه در بازرسي بدني هم متوجه چيزي نشدندّ، تا اينكه سوار اتوبوسها شديم و به آغوش ميهن اسلامي بازگشتيم