مرگ بر منافق

يك سال از اسارتمان در كمپ 6 رماديۀ 1 مي گذشت كه با خبر شديم يكي از سركردگان گروهك منافقين به نام ابريشمچي وارد اردوگاه شده است و قصد سخنراني دارد تا عده اي ازاسرا را به انحراف بكشاندو اين واقعه مصادف بود با هفتمين روز رحلت امام رحمه الله عليه البته همۀ برادران آمادگي لازم را براي مقابله با تبليغات اين گروهك خائن داشتندو همين كه بچه ها صداي ناموزون وي را شنيدند ، با ايجاد سرو صدا و هو كشيدن و سر دادن شعار هايي از قبيل « مرگ بر منافق» مرگ بر آمريكا» و « خامنه اي حمايتت مي كنيم»مجال ادامۀ صحبت را به او ندادند
براستي كه چه شوري داشد. انگار راه پيمايي داخل ايران بود و فقط پلاكاردكم داشتيم.
خلاصه برادران در آن محوطۀ كوچك با مشتهاي گره كرده شعار ميداند با پرتاب سنگ نيز بلندگوها را ازكار انداختند.
جالب اينكه آنجا سه قاطع داشت كه تماس با آنها مشكل بود، اما برادران آن قاطعها به محض اينكه صداي ما را شنيدند با سردادن شعار باعث دلگرمي و جسارت بيشتر ما شدند.
عراقيها يكه خورده بودند و فرمانده آنها خواهش و تمنا مي كرد كه آرام باشيم بچه ها نيز در پاسخ خواسته خود را مبني بر رفتن منافقين عنوان كردند تا در صورت پذيرش اين شرط به داخل آسايشگاهها بازگردند
آنها بسرعت رفتند اما با چه حقارتي ! وقتي مي خواستند بروند هنوز بچه هادر محوطه بودند و با سنگ و دمپايي و عصا آنها را بدرقه مي كردند!