لباس

اسامي ما جزء ليست مفقودين بود. ما را به اردوگاهي در پادگان الرشيد بردند. حدود هفت ماه آنجا بوديم كه سخت ترين دوران اسارت ما به حساب مي آمد لباسهايمان را درآورده بودند و تنها با يك شورت درون اتاقهاي سرد و تاريك بسر مي برديم ، غذا بسيار كم مي دادند و در اين مدت هفت ماه اجازۀ بيرون آمدن نداشتيم و نور خورشيد را هيچگاه نديديم. هر وقت چيزي مي خواستيم سربازان گارد با شلاق به جانمان مي افتادندو ما را تا جايي كه مي خواستند مي زدند، اما به هر شكلي كه بود از آن اردوگاه جان سا لم به در برديم
چند ماه بعد مارا به شهر تكريت در استان صلاح الدين اردوگاه شمارۀ 11 منتقل كردند. آنجا هم دست كمي از اردوگاه قبلي نداشت. تنها امتيازش اين بود كه اجازه دادند لباسهاي پاره پاره به تن كنيم تا حداقل لخت و عريان نباشيم و در طي روز تنها دو ساعت صبح و دو ساعت بعد ازظهر حق بيرون آمدن داشتيم