جنايات حزب منحلّۀ دمكرا ت

جنايات حزب منحلّۀ دمكرا ت
چند روزي در تپۀ « سي جان» مستقر بوديم كه ناگهان از طرف مزدوران حزب منحلۀ دمكرات، از دو جناح حملۀ شديدي صورت گرفت و درگيري شروع شد.
در پي چهار ساعت تيراندازي، جمعي از برادران از جمله دو نفر بي سيم چي گروهان، به درجۀ رفيع شادت نائل آمدند. با توجه به آتش سنگين دشمن و تمام شدن مهمات ما نقشه اي ريختيم بدين ترتيب كه بچه ها به نوبت عقب نشيني كنند. من و دو برادر ديگر به نامهاي نجاران و رضا موسوي به درگيري ادامه دهيم .
درحين درگيري برادر نجاران ازناحيۀ پا تير خورد وبشدت مجروح شدولي به هر حال ما تاآخرين فشنگ مقاومت كرديم . و بسياري از مزدوران را به هلاكت رسانديم تا اينكه در محاصرۀ كامل دشمن قرار گرفتيم . دراين موقع يكي از مزدوران كومله نارنجكي به كنار سنگر ما انداخت . نارنجك منفجر شدو يك تركش آن به رضا و تركشي هم به دست من اصابت كرد. ديگر مقاومت فايده اي نداشت . حدود ساعت يازده بود كه مزدوران كومله مارا اسير كردند.
جراحت و خونريزي پاي برادر نجاران به او اجازه نمي داد راه برود لذا من و رضا او را به نوبت بر دوش مي گرفتيم و به هر ترتيب بود به مقر دمكراتها رسيديم.
ديگر رمقي برايمان نمانده بود. به آنجا كه رسيديم مزدوران دمكرات برادر نجاران را از ما جدا كردند.اورا به بهانۀ زخمي بودن به جاي ديگري انتقال دادند. پس از هشت ساعت خبر شهادت اورا براي ما آوردند. وقتي رفتيم تا براي آخرين بار پيكر شهيد نجاران را ببينيم ، آثار خفگي با طناب كاملاً دور گردن او مشهود بود. شش ماه بعد مارا به زندان « دوله تو» منتقل كردندو طي دوازده روز راه پيمايي كه توأم با شكنجه و اعدامهاي دسته جمعي بود، حدود يكصدو شصت نفراز بردران را به شهادت رساندندو هيجده نفر را نيز صبح روزي كه به زندان رسيديم ، در مقابل چشم سايرين اعدام كردند.