آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۱۶۹۸۷
۰۶:۰۴

۱۳۸۸/۰۵/۰۷

بهداشت




بعد ازكمبود غذا و اذيت و آزار هرروز عراقيها، بهداشت، مهمترين مسأله اي بود كه بچه ها را رنج مي داد. يكي ازمرضهايي كه به جان بيشتر هم سلوليها افتاده بود، اسهال بود. ازطرفي، كمبود آب هم پاپيچمان شده بود و حسابي آزارمان مي داد.
شبها كه درزندان را مي بستند، آنهايي كه اسهال داشتند، مثل مار به خود مي پيـچيـدند. يكي از بچه ها كه اصفهاني بود و از طبابت هم سررشته اي داشت، ازعراقيها اجازه گرفته بودكه شبها درسالن زندان باشد تا هركس كه اسهال گرفت، به كمكش برود.
«حسن» ظرفي دردست داشت، و هركس اسهال مي گرفت، حسن راصدا مي زد. او پس از آنكه ظرف پرشده را تحويل مي گرفت، آن را در سطلي كه در سالن زندان بود، خالي مي كرد و هر روز صبح، ما آن سطل را در چاه توالت خالي مي كرديم. گاهي وقتها كه حسن دير به داد بچه ها مي رسيد، يا آنها نمي توانستند خودشان را نگه دارند و خود و زندان را خراب مي كردند! تا صبح ديگر خواب به چشم كسي نمي آمد و آن شبها، از بوي گند، واقعاً همگي كلافه مي شدند.
كمبودآب ، اسهال روز و شب بچه ها ، حمام نكردن و ... باعث شده بود كه در وديوار زندانها پُر ازپشه بشود. پشه ها آن قدر زياد بودند كه انجمن پشه كشي بچه ها ! اصلاً از پسشان برنمي آمد و يك از كارهاي هميشگي ما در پادگان الرشيد، پرداختن به مسألۀ پشه بود وكشتن آنها!

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه