درسي براي نسلها ي آينده

در اردوگاه هجده بعقــوبه بوديم، يك قطعه شعر كه توسط بچه ها درباره ي دنياي اسارت سروده شده بود، به دست عراقيها افتاد. آنها پس از ترجمه، همه ي ما را در آسايشگاه ها محبوس و تا چهل و هشت ساعت از آب وغذا و دستشويي محروممان كردند. بعد از اين « كيسه درماست كردن »، فرمانده اردوگاه ــ كه يك سرگرد بود ــ آمد و شروع كرد به اراجيف بافتن. از جمله صحبتهايش اين بود كه :« شما انسانها ي خطرناكي هستيد. (منظورش بچه هاي حزب اللهي بود ) و خيلي هم سمج، چرا كه امامتان ( نام امام را با اهانت برد ) جام زهر را نوشيد و جنگ را به سختي تمام كرد و ما درس خوبي از شما ياد گرفتيم و به نسل اندر نسلمان سفار ش مي كنيم كه هيچ وقت با ايرانيها نجنگند!»
حسين منصوري از خرم آباد