تسبيح

اوايل سعي مي كرديم با سرانگشتان مثلا صد دورتسبيحات اربعه بگوييم، اما اين كار كمي مشكل بود؛ لذا تصميم گرفتيم خودمان تسبيح درست كنيم. درابتدا سيم سرمي راكه به بيماران مي دادند قطعه قطعه مي كرديم وبه نخ مي كشيديم؛اما كم كم كارمان پيشرفت كرد وبا هسته خرما شروع به ساختن تسبيح كرديم. هسته ها را معمولا ازلابه لاي زباله ي عراقيها جمع آوري مي كرديم ويا ازخرماهايي كه هرازچندگاه به ما مي دادند. ابتدا هسته ها رابه مدت يك هفته درآب مي گذاشتيم تا حسابي خيس بخورند، بعد وسط آنها را سوراخ مي كرديم وپس ازيك سري مقدمات ديگر، هسته هاي تغيير شكل يافته رابه نخ مي كشيديم. البته نخ را از جورابهاي پلاستيكي تهيه مي كرديم.
نمونه ي ديگر، تسبيح گِلي بود كه ازخاك رس تهيه مي كرديم. پس ازآماده شدن گل. آن را به صورت دلخواه شكل مي داديم و وسط آن را سوراخ كرده و مي گذاشتيم تا خشك شود. سپس آن را درتورهاي سيمي مي گذاشتيم وبه مدت سه ساعت درفاصله سه سانتيمتري شعله علاءالدين نگه مي داشتيم تا مثل گلي كه دركوره مي پزند، پخته شود.
وبالاخره پنج دقيقه اي هم گل پخته را داخل آب مي گذاشتيم وپس از آنكه حسابي سفت مي شد. دانه ها را به نخ مي كشيديم وصاحب تسبيح مي شديم.
يادم مي آيد كه يكي ازبچه ها تسبيحي ازجنس سنگ درست كرده بود كه دقيقاً صد ويك دانه داشت. او مي گفت:
ــ اين تسبيح رابراي حضزت امام درست كرده ام.
اما قسمت نبود كه امام راببينيم وپس ازآزادي، اوتسبيح را به حضرت آيت الله خامنه اي هديه كرد.
غلامحسين غيب زاده