آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۷۹۶۹
۱۰:۴۸

۱۳۸۸/۰۲/۲۱

ورزش




ورزش به دو رسته ورزشهاي مخفيو علني تقسيم مي شد. لازم به يادآوري است كه ورزش علني ،تناقضي با محروميت، محدوديتها و شكنجه و ازارهاي دشمن نداشت.چرا كه عرف عمومي ، تبليغات، وجود صليب سرخ و ملاقاتهاي آن و وجودبرخي انعطافهاي سياستمدارانه و زيركانه ي نمايندگان اسرا و وجود برخي افراد نادر و انساندوست در بين نمايندگان صليب سرخ، دست به دست هم مي دادو وحودبرخي ورزشهاي غيرممنوع و غير مصر ف آزاد و ميد قلمداد مي شد
ورزشهاي آزاد و علني 1-فوتبال 2- بسكتبال3- هند بال4- تنيس روي ميز5- واليبال( براي مدت محدود و خاصي)
فوتبال در اردوگاه موصل ، مدتها پس از تشكيل اردووگاه و بعد از چند ملاقات با صليب سرخ، راه اندازي شد. در اين خصوص،مطالب زير قابلذكر است:الف- دسته بندي و سازماندهي فوتبال ب- زمين فوتبال ج-توپ ه- تماشاچي
الف- باپيگيري نمايندگان اسراو نماينده ي اردوگاه، از طريق ملاقات با صليب سرخ و فرمانده فراقي اردوگاه اين مهم ممكن شد كه در ابتدا با محدوديتها و اشكالات قابل توجهي همراه بود.مشكل سطح بندي بازيكنان و تشكيل تيم، از جمله ي مشكلات مجور اردو گاه بود . ولي رفته رفته با همه تلخي ، اين شيرين(فوتبال) انجام شد.
علاقه مندان و دوستداران فوتبال و آنان كه در اسران زمينه سر رشته اي از اين ورزش داشتند، جلو افتاده و با همفكري يكديگر ، فوتبال به سه دسته تقسيم شد:
تيمهاي دسته اول از كساني تشكيل شده بود كه بسياري از آنها فوتباليست باشگاهي ، عصو تيمهاي محلي و .. بودند. بازي تيمهاي دسته اول اردوكاه تماشايي و باعص رفع خستگي بود و غبار را از روحو جسم مي زدود
اسامي علاقه مندان فوتبال در اردوگاه به تفكيك اسايشگاه تهيه و توشته شدو اين افراد تيم بندي و سطح بندي شدند. زحمت اين كار را كساني تقبل كردند كه به فوتبال علاقه اي بيش از ديگران داشتندو عموماً خودداوري و كمك داوري بازيها را عهداه دار بودند. همچنين مسئوليت زمين فوتبال و فوتبال اساشگاه را تقبل مي كردند. بازيكنان اززمين فوتبال و زمان آزاد باش محوطه، نهايت استفاده را مي كردند. توپ فوتبالف در اين شش يا هفت ساعت آزاد باشف لحظه اي استراحت نداشت. البته عراقيها ني گاه و بي گاه با اعلام بي موقع آمار، بغضو كينه ي خويش را به صدا در مي آوردند. آن هم به بهانه اينكه ماشين حمل زباله آمده ، تانكر حمل آب آمده و بايد آمار اصطراري بگيريم.
به علت اوظاع و احوال جسمي و وضعيت تغذيه ، مدت بازي نيم ساعت، يعني دو نيمه ي پانزده دقيقه اي تنظيم مي شد. اگر چه بيش از نيم ساعت نيز دمقو حالي براي كسي براي ادامه ي بازي باقي نمي ماند.
فوتبلا دسته دوم و تيم هاي اين دسته، متشكل از كساني بود كه بازيكن حرفه اي نبودندولي ناآشنا به بازي نيز نبودند. بسياري از اوقات بازيكنان با استعداد اين دسته به دسته اول راه مي يافتند.
بازيكنان دستهي سومفمبتديان و گاهي افراد مسن اردوگاهو آسايشگاه بودند. يك فرد چهل يا پنجاه سال ه ، علاوه بر قدم زدن، با فوتبال خود را سرپا و سلامت نگه مي داشت. جالب اينكه ، گاهي بازي يك فرد چهل و حتي پنجاه ساله و به ندرت يك پيرمرد شصت ساله ، نشاط آور، خنه دار، روحيه بخش و جذاب بود.
گاهي تيم بندي هاي فوتبال دسته اول، آسايشگاهي بودف گاهي استاني و زماني ادغام اين و آن. گاهي نيز تيم دسته اول تركيب چند گونه اي به خود مي گرفت. به طور خلاصه ، تنوعي نبود كه در آرايش و تشكيل تيم به كار نرود.ار همه مهمتر ، بازي جدي، تكنيكي و جذاب اين دوستان بود كه گاهي دهان سربازان عراقي را باز مي گذاشت. به طوري كه ناخودآگاه يك عراقي به يك تازيكن گفت
مارادونا!!
زمانني بازي اين تيم هاا بهترين ساعات روز و ساعت آزاد باش بود؛ بعد از ظهر و دمدمه هاي غروت.هنگامي كه همه برنامه ي نظافت و حمامف قدم زدن و لباس شستن را انجام داده بودندفزمنين فوتال ا همچون نگيني در برگرفته و بازي را تماشا مي كردند. تماشاي يك بازي دسته اول خستگي را به در مي كرد و غبار غم را لااقل براي مدت كوتاهي ف از روح انسان مي زدود. حتي بي علاقه ترين فرد نسبت به ورزش، از تماشاي فوتبال دستهاول نمي گذشت. بنا به دلايل ياد شده ، فوتبال بايد در هر شراايطو حتي با تلفات ادامه مي يافت. چرا كه نبودش تلخ تر از برخي دست و پا شكستن هاي ناشي از كمبود مواد غذايي و سيماني بودن زمين ارزيابي مي شد
ب- زمين فوتبال در واقع پاركينگ يا پارك موتوري اردوگاه نظامي موصل چهار بود. طول اين زمين محدود هفتاد تا هشتاد متر و عرض
آن بيست و چند متر با سطح سيماني بود. سيمان كف در جراحت و حتي كشستن دست و پا و استهلاك توپ بسيار مؤثر و نگران كننده تود. عبور فاضلاب باريك ، از وسط زمين ف برنگراني ياد شده مي افزود. وجود نرده هاي آهني روي اين جوي باريك دردي را دوا نمي كرد. طبقه ي بالا و وجود پستهاي نگهباني طبقهي دوم، درسه ضلع اين زمين ،وكمبود توپ نيز مشكل آفرين بود.زماني كه توپ به طبقه بالا مي رفت، وقفه ي قابل توجهي در بازي مي افتاد
ج- توپ فوتبال يا هر نوع بازي ديگر توسط نمايندگاه صليب سرخ تهيه و به اردوگاه آورده مي شد.كم و كيف قضيه ثبت نبود و بستگي به اصرار نماينده را تو جيه مي كردي و به او مي فهماندي كه زمين سيماني استو استهلاك بوپ بالاست و خطر ربودن توپ توسط سربازان عراقي وجود دارد، به تناسب نجابت نماينده سوئيسي صليب سرخ و تفهيم مطلب ياد شده، انتظار رسيدن توپ طول مي كشيد.
د-بزرگداشت مراسم و مناسبتهاي ملي مذهبي،اعيادو جشنها بدون مسابقات ورزشي خالي از لطف بود.غالباً و حتي در بعضي مقاطع تمام مراسم ممنوع و تجمعات موجب عقوبت بود. .ولي مجازات، زندان و شكنجه هيچ گاه باعث قطع برگزاري مراسم بزرگداشت مناسبتهاي ملي مذهبي نشد. در طول اسارت ،اين مراسم به تناسب فشار، حساسيت ، خشم و عصبايت دشمن مخفيانه برگزار مي شد. گاهي در مراسم سنگ تمام گذاشته مي شدو زماني به كمتر از آن اكتفا مي شد. مسابقات ورزشي هميشه عنصر اصلي بزرگداشت مراسم و مناسبتها بود. به عنوان مثال : به مناسبت گراميداشت ايام دهه فجر ف يك سري مسابقه ي فوتبال در دسته هاي مختلف و با زمان بندي خاص ترتيب داده مي شد و در پايان مراسمف، مراسم، اسامي برندگان اول تا سوم، در دسته هاي اول ، دوم و سوم، اعلام مي شد و ودر همان محدوده ي اسارت و امكانات كم ، هدايايي به رسم ياد بود به نفرات و تيم هاي برتر اهداء مي شدو
ه- خستگي طاقت فرساي اسارت، تنوع و تفريح سالم مي طلبيد. تماشاي مسابقات آسايشگاهي و اردوگاههيف مقداري از اين خستگي را از تن مي زدود. به همين خاطر، مسابقات ورزشي و به خصوص فووتبال طرفدار و تماشا چي فراوان داشت

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه