دفتر دعا، جزوات و آلبومها

بعد از نماز و روزه، دعا يكي از شيرين ترين وآرام بخش ترين برنامه هاي اعتقادي اسرا بود. دعا به انسان تسلي مي بخشيد و مصداق « مداومة الذكر قوة الرواح» بود. هر چند حلقه هاي بلا تنگ تر مي شد، رابطه ي اسير با دعا نزديكتر و رفاقتش بيشتر مي شد. به همان نسبت كه دعا تسكنت و آرامش مي داد، خط دهنده، جهت دهنده و اميد بخش نيز بود. هر چه بيشتر دعا مي خواندي، احساس مي كردي اعتقادات و باورهاي ديني بيش از پيش در جانت رخنه كرده است. دعا شور مي داد و خستگي روح را مي زدود. بار غم را سبك مي كردو عقده ها را مي گشود. از اينجا بود كه حفظ دعا ونوشتن و نگهداري آن و همراهي دعا با اسير، مهم حياتي مي نمود.
اوايل، دعاهاي قرآني، بندهاي پراكنده اي از دعاهاي كميل و ندبه و زيارتنامه ها و تعقيبات نماز نوشته و با كمال دقت نگهداري مي شد. در يك مقطع، صحيفه سجاديه چاپ لبنان يا عراق با يك كاغذ زرد رنگ بسيار زيبا به دست اسرا رسيد. پس از آن ، دعاهاي خمسه عشر امام سجّاد(ع) و چند دعاي ديگر در دفاتر و پشت و لا به لاي اوراق كتابها نوشته و تكثير شد.
اكثر افراد دفتر دعاي خصوصي داشتند. كاغذهاي لف براي پيچيدن سيگار، يكي از كم حجم ترين نوع كاغذها براي نوشتن و نگهداري و حفظ دعا بود.
جزوه ي دعاي كميل كه توسط اسراي جديد به اردوگاه رسيده بود نيز بسيار با ارزش بود. همه ي اينها زحمتها يي بودند كه خداوند عطا فرموده بود. اين دعاها، در دفاتر كم حجم و كوچك ، جلد گرفته و دوخته مي شدو در هر آسايشگاه موجود بود. اين دفترها، با دقت نگهداري مي شدو دوراز ديد عراقيها بود.
اگر آسايشگاهي ، دفاترش لو مي رفت و به دست عراقيها مي افتاد،اكثر افراد آسايشگاهي ، دفاترش لو مي رفت و به دست عراقيها مي افتاد، اكثر افراد آسايشگاه دست به دست هم داده و دفتر ديگري تهيه مي كردند. اين دفترها، هم خصوصي بودندو هم عمومي. يك نفر مسئول دفترهاي عمومي مي شد و از آن نگهداري مي كرد. بعد از آمار بعداز ظهر كه داخل آسايشگاه مي آمديم و درها به رويمان قفل مي شد، دفتر عمومي دعا تا صبح فردا ، قبل از آمار در دست افراد آسايشگاه بود و از آن استفاده مي شد. قبل از آمار نيز سريعاًو با دقت جمع آوري و توسط مسئول مربوط درجاسازي مخصوص قرار مي گرفت.