آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۷۹۳۵
۱۰:۱۲

۱۳۸۸/۰۲/۲۱

از بغداد تا اردوگاه




در زندان وزارت دفاع بغداد جاي گرفتيم. يك اتاق كوچك دوازده يا چهارده متر حدود شصت نفر را در خود جاي داد. وضعيت بهداشت اتاق و دستشويي هاي آنجا بسيار نامناسب بود.
زخمي ها بشتر از همه اذيّت مي شدند. جاي نماز خواندن نبود. هر كس فقط مي توانست بنشيند. هنگام خواب هم مجروحان نتوانستند استراحت كنند. آه و ناله ها به هوا بلند بود. يكي دو نفر مترجم ايراني زندان نگه داشته بودند. صالح، از اهالي خرمشهر، يك از آن دو بود، دلسوز و زرنگ، بچه ها را براي بازجوي و نحوه ي زندگي در اسارت راهنمايي مي كردو تجربيات گران خود را به ارزاني در اختيار هموطنان خود قرار مي داد. عطش و تشنگي در بغداد همه را آزار مي داد. مجروحين در اين آزار و اذ يّت ، بيشترين سهم را داشتند، نگهبان ،پنهاني و به دور از چشم فرمتندهان خود، يك ليوان و گاهي يك پارچآب به داخل مي داد. اصابت تركش به سر يكي از همراهان كه سابقه ي بيماري روحي –رواني هم داشت، اصابت كرده بود. يك تركش به سراو اصابت و ناراحتي اورا تشديد كرده بود. سرتاز عراقي كه ظاهراً برخلاف ديگر فرماندهان و همكارانش قدري رأفت و مهرباني داشت، يك پارچ آب به داخل داد. اين دوست عزيزمان پشت پنجره بود. آب را گرفته، شروع به وضو گرفتن كرد. داد همه درآمد »
برادر.. برادر.. ما از تشنگي در حال مردنيم و تو وضو مي گيري؟
او بدون توجه به اعتراضات ما به كارش ادامه داد. بچه ها پارچ آب را ازدستش گرفتند. بعداً دراردوگاه مشخص شد كه تعادل روحي نداشته است
بازجويي ها و پرونده سازي در بغداد شروع شد. از همه يكي دو قطعه عكس رنگي گرفتند. عكسها با مويي ژوليده و پراز گرد و خاك بود. بيشتر دوستان با همان لباس خوني عكس گرفتند.
هدف از بازجوييهاي بغداد، پيش از اينكه تخليه ي اطلاعات باشد، تبليغات بود. شايد حدود سي نفر از جمع ما، جوانهاي پانزده –شانزده ساله بودند. يكي از آنها پايش زخمي بود و براي پانسمان زخم، پاچه ي شلوارش را با قيچي پاره كرده بودند. خبرنگار مچلّه « حرّاس الوطن» يا الفبا عكسي از او اندخته و توضيح داده بود كه اطفال ايراني با اين لباسهاي پاره و مندرس به ميدان آتش و جنگ فرستاده شده اند.
ناگهان اعلان كردند: « افرادي كه سن آنها چهارده تا هفده سال است، از ديگران جدا شوند؛ مي خواهيم آنها را به دستور صدام به ايران بفرستيم.»
بيست و سه نفر را از جمع ما جدا كردند. عموماً اكراه داشتند و حركت دشمن را تبلبغي ارزيابي مي كردند. پس از مدّتي مشخّص شد كه قصدشان نه آزادسازي، كه صرفاً بهره برداري تبليغاتي بوده است. شيوه ي تبليغات دشمن بسيار ابتدايي و ناجوانمردانه بود. مثلاً فردي را از جمع جدا كرده، اورا به شدت شكنجه و با كابل سياه مي كردند.
سپس خبرنگار راديو بغداد ضبط صوت را روشن كرده، در حال گريه، مصاحبه را با يك اسير نوجوان ايراني شروع مي كرد. درحالي كه صداي هق هق گريه ي او ضبط مي شد، خبرنگار مي پرسيد: « براي مادرت گريه مي كني؟ دلت براي خانه و .. تنگ شده؟ »
سپس مشخّصات فردي او را مي پرسيد و ضبط صوت خاموش مي شد. با تأكيد گفته مي شد: سنت راپايين بگو؛ مثالاً چهارده سال يا پانزده سال. اگر يكي از بچه ها سن واقعي خودرا هفده يا هجده سال مي گفت، دوباره همه جور ضرب و شتم و شكنجه تكرار مي شد. سلمان زاد خوش، يكي از اين گروه بيست و سه نفره ، دو مرتبه شكنجه شد تا سن خود را كم بگويد؛ اما در پايان گفت: « هر چه مرا بزنيد، از شانزده سال پايين تر نمي آيم.»
آن بيست و سه نفر را از ما جدا كرده ، بقيه را به اردوگاه فرستادند. ابتدا حدود شصت نفر را در يك آمبولانس جاي دادند؛ مجروح و سالم و پير و جوان. در عقب آمبولانس بسته نمي شد. با فشار پا و لگد؛ در را بستند. دوستان بعدها گفتند در آن مسافت كم ولي سخت، زخميها بيش از همه تحت فشار بودند و يكي از مجروحان شهيد شد.
. اما ما، پس از استقرار چند ساعته در يك پادگان نظامي در بغداد، به سوي رماديه حركت كرديم.
موقعيت جغرا فيايي اردوگاه موصل
اردوگاه تقريباً در ناحيه ي غربي و فاصله 25 كيلومتري موصل قرار داشت. موصل، مركز استان نينوا است. اين شهر را « ذوربيعين» يا شهر دوبهاره مي نامند.
اردگاه شماره ي چهار يا موصل، در يك محدوده ي نظامي با طرح و تركيبي نظامي به سبك شرقي، بسيتر خشك و بي روح و داراي استحكامات قوي بود. اضلاع اردوگاه مستطيل شكل موصل رادو رديف ساختمان تشكيل مي داد. ارتفاع زياد ساختمانها، ما را از جهان خارج جدا ساخته بود. تنها آسمانآ با آسمان ديگر جاها يكي بود.
طول ضلع داخلي اردوگاه ، بيش از 350 و عرض آن حدود 85 متر بود. ساختمان هاي اردوگاه از سنگ و سيمان و با طر احي محكمي ساخته شده بودند.
ستونهاي بتوني استوانه اي شكل عمودي ، تمامي بار سقفها، پله ها و... را بر دوش داشتند. اردوگاه تقريباً بيست سالن داشت كه از همه استفاده نمي شد. هر كدام از سالنها هم دوازده پنجره و دودر ورودي بزرگ داشتند.
تعداد دستشويي هاي اردوگاه در طبقه ي پايين ، 64 تا بود كه عموماً غير قابل اتسفاده و حتي بسته و قفل بودند. اب لوله كشي اردوگاه قابل شرف نبود و عبارت رنگ و رو رفته ي « غير صالح للشرت»
و عباراتي ديگر در كنار شيرها خوانده مي شد. اين نشان مي داد كه پيش از ورود ما، اينجا سرباز خانه بوده است. شعارهاي سياسي نوشته بر ديوارهاي اردوگاه حالي از آن بود كه در زمان حيات و حاكميت « احمد حسن البكر» ساخته شده است. تمامي ساختمان ها از سيمان سفيد بودند. محوطه ي خالي پادگان درخت كاري شده و درختان سيب و گلابي و انجيرو سپيدار، فضا و حال و هواي اردوگاه را از خشكي و بي روحي به در آورده بود، ولي افسوس كه عمر اين درختان در شبانگاه اول شواّل سال1361 به سر آمد و با آمدن ما، تمامي آنها را به خاطر مسايل امنيتي به خاك انداختند.
يك خيابان يا راهروي اصلي ، اردوگاه را به دو نيم كرده بود و دو راهروي ديگر هم اردوگاه را به چهار قسمت مساوي قسمت مي كرد. در اين طول و عرض، 1946 اسير بي گناه زندگي مي كردند. وزمين فوتبال، واليبال، ميز پينگ پنگ، باغچه ي سبزي كاري، فضاي قدم زدن. آفتاب گرفتن و پتو و لباس پهن كردن هم در همين گنجانده شده بود. اين ديناي آزاد ما بود كه هفت ساعت از بيست و چهار ساعت شبانه روزمان را در آن مي گذرانديم و نفس مي كشيديم . وجو د يك يا دو چاله سرويس ، دو پاركينگ مسقّفو عبارتهاي چوم « اهي السائق» الماء»،« الزيت» و« البنزين» حاكي از اين بود كه اين پادگاه، پارك موتوري و محل سرويس داشته است. آب مشروبو آشاميدني اردوگاه، از دجله يا فرات و توسط تانكر تأمين مي شد. آب لوله كشي رسوبات زيادي داشت. قسمتهاي مختلف اردوگاه را آسايشگاههاي اسرا ، آشپزخانه زندان درمانگاه انبار كتابخانه و فروشگاه تشكيل مي داد.اسايشگاهه تعدادشان در اواخر دوره ي اسارت به بيست و چند تا رسيده بود و اشپزخانه فقط يك اتاق بزرك داشت. كتابخانه، انبار ارزاقو زندان هم هر كدام يك اتاق بودند. درمانگاه شامل دو اتاق به اضافه ي مطب دكتر عراقي بود . هر دوآيشگاه يك حمّام شش دوشه داشتند. شايد ذكر نام برخي از اردوگاههاي اسرا در عراق در پايان اين مطلب مناسب باشد: استان نينوا ( موصل : اردوگاههاي موصل 1234)
النبار (عنبر : ادوگاههاي شماره 1و2 عنب و اردوگاه بين القفصين )
اردوگاههاي رماديه، صلاح الدين، تكريت و چند اردوگاه ديگر كه اسراي ثبت نام نشده با وضع وحشتناكي در آن به سر مي بردند.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه