بحق بايد به ايشان پدر گفت

چند شب قبل از رحلت مرحوم آقاي طالقاني ، آن مرحوم به منزل آقاي بهشتي آمدند. آقاي بهشتي آن شب خيلي ديرتر از موعد هر شب در ساعت 5/11 به منزل آمدند و ديدند آقاي طالقاني در منزلشان به انتظار نشسته است .
آقاي بهشتي بعد از صحبت و بحث با ايشان اظهار كردند كه دير وقت است و من دلم مي خواهد امشب را در منزل من بمانيد. آقاي طالقاني هم پذيرفتند. آقاي بهشتي خودشان به اندروني آمدند و رختخواب برداشتند و در كتابخانه انداختند وبرگشتند و به ما گفتند بحق بايد به اين بزرگوار پدر گفت . از بس چهره ايشان نوراني است شايسته است به ايشان پدر خطاب كرد. و من براي اولين بار لفظ پدر را درمورد ايشان از آقاي بهشتي شنيدم و پس از درگذشت مرحوم طالقاني كه بعضي شعار مي دادند بهشتي ، طالقاني را تو كشتي شنيدن اين شعار براي من كه شاهد اين تكريم بودم خيلي سخت و دردناك بود.