آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۷۵۶۹
۰۹:۴۶

۱۳۸۸/۰۲/۲۰

آمده اي مرا عصباني كني ؟!




زماني كه مسئول تداركات سپاه بودم و بني صدر از طرف حضرت امام فرمانده كل قوا شده بود براي يكي از عمليات نياز به مقداري اسلحه داشتيم كه لازم بود بادستور بني صدر اين اسلحه ها را از تسليحات ارتش بگيريم . من به عنوان مسئول اين كار مي بايست درخواستي به بني صدر مي نوشتم و ايشان هم موافقت مي كرد ودوستان مي رفتند اسلحه ها را از ارتش مي گرفتند. در دزفول كه با بني صدر روبروشدم تا گفتم براي اين عمليات اسلحه مي خواهيم گفت برو اسلحه از اربابهايت بگير. پرسيدم اربابهاي من كي هستند؟ گفت همين بهشتي و هاشمي و خامنه اي .من به بني صدر گفتم اينها كه اسلحه ندارند و اسلحه ها در اختيار شماست . قضيه گذشت و من به تهران بازگشتم . خبر به شهيد بهشتي رسيده بود. خدمتشان رسيدم و با آب و تاب اين قضيه را تعريف كردم . ايشان وقتي ماجرا را از من شنيد با كمال خونسردي و متانت گفت رفته بودي بني صدر را عصباني كني كه چيزي به ما بگويديا الا´ن آمده اي مرا عصباني كني تا چيزي به بني صدر بگويم ؟! گفتم هيچ كدام ، من فقط آمده ام گزارش بدهم كه در جريان مسائل ايشان باشيد. گفتند خوب بود اين جمله كه بني صدر به تو گفت برو و اسلحه را از اربابهايت بگير را به من نمي گفتي وادامه داد از اين پس هم مصلحت نيست كسي مثل شما كه من سالهاست او رامي شناسم بيايد و اين حرفها را بگويد. ايشان ، تا اين حد هم حاضر نبود كسي درباره حرفهاي بني صدر و او مطلبي را بگويد و بر حساسيتشان اضافه كند.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه