سخنراني را ادامه مي دادند

به دليل علاقه اي كه به شهيد بهشتي داشتم هر جا از ايشان براي سخنراني دعوت مي شد من هم در آنجا حضور مي يافتم . از جمله يك بار كه در دانشكده فني دانشگاه تهران در مورد تركيب شوراي انقلاب صحبت مي كردند به دليل تبليغات منفي زيادي كه نسبت به ايشان در سطح جامعه و بخصوص دانشگاهها شده بودسعي كردم خودم را به رديف جلو برسانم تا اگر كسي قصد جسارت داشت از اودفاع كنم . از همان ابتداي سخنراني شعارهايي توسط گروهي از دانشجويان مانندمرگ بر بهشتي ، مرگ بر چماِ به دستان و... شروع شد كه منجر به قطع سخنراني مي شد ولي آقاي بهشتي با متانت و صلابت و بدون توجه به اين شعارها سخنراني خود را ادامه مي دادند. در اين حالت ناگهان برِ سالن قطع شد و من چون احتمال مي دادم كه اين قطع برِ عمدي است و احتمال ترور ايشان مي رود خودم را به نقطه اي كه احساس مي كردم جلوي ايشان قرار گرفته ام رساندم . در همين لحظات بعضي از مخالفين خودشان را به تريبون رسانده و با شعار مرگ بر بهشتي مشت ولگد خود را نثار اين مظلوم مي كردند كه همه اينها به ما مي خورد و خوشبختانه آسيبي به ايشان نمي رسيد. وقتي برِ سالن مجدداً وصل شد و شعارها فروكش كردايشان بدون توجه به اتفاقات آن چند دقيقه صحبت خود را درست از همان جايي كه قطع شده بود ادامه داد.