آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۷۲۸۲
۰۷:۱۶

۱۳۸۸/۰۲/۲۰

در فكر فرو رفت




يك بار مسعود رجوي سركرده گروه منافقين با محافظان مسلح خود به در خانه ماآمد تا در را باز كرديم بدون اجازه با اسلحه به داخل خانه ريختند تا جايي كه مادرم به پدر كه در داخل خانه بود با نگراني گفتند اينها يك دفعه با اسلحه به اتاِ پذيرايي وارد شده اند. پدرم گفتند طوري نيست نگران نباشيد. بعد مذاكراتي با همديگركردند و احتمال مي دهم كه يا از ايشان كمك مالي توقع داشتند يا مي خواستندخودشان را در تصدي بعضي مسئوليتهاي انقلاب به نظام تحميل كنند كه پدرم چون آنها را در مواضعشان صادِ نمي ديدند با آنها از در سازش نيامدند و رفتند وفكر مي كنم اين آخرين ديدار آنها با پدرم بود. وقتي رجوي رفت پدرم در فكر فرورفتند. در چهره ايشان مي شد اين حادثه تلخ را خواند كه وقتي با زورگويي آنها كنارنمي آيد آنها هم درصدد ضربه به او برخواهند آمد.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه