ابراهيم تابستان ها كار مي كرد

همه رفته بوديم مشهد و فقط ابراهيم و ولي الله مانده بودند خانه. ابراهيم تابستان ها كار مي كرد. وقتي برگشتيم، انگار نه انگار فقط دو تا پسر خانه داري كرده بودند. سن و سالي هم نداشتند. تازه پول تو جيبي هاشان و حقوقي كه ابراهيم از كار تابستان جمع كرده بود، روي هم گذاشته بودند و يك اجاق گاز بزرگ براي خانه خريده بودند.