آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۶۶۷
۲۱:۳۵

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

ببين. قبلاً كمپوت بوده




جاده مي رسيد به خط بچه هاي لشكر بيست و پنج.

فكر مي كردم «اينا چي جوري از اين جاده ي درب و داغون مي رن و مي آن؟»

دو طرف جاده پر بود از تويوتاهاي تو گِل مانده يا خمپاره خورده.

حسين رفت طرف يكيشان. يك چيزي از روي زمين برداشت، نشانمان داد «ببين. قبلاً كمپوت بوده.»

پرت كرد آن طرف. گفت «همين امشب دستگاه مي آري، اين جاده رو صاف مي كني، درستش مي كني.»

باز گفت «نگي جاده ي لشكر ما نيست يا اونا خودشون مهندسي دارن ها. درستش كن; انگار جاده ي لشكر خودمون باشه.»

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه