آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۶۱۱
۲۱:۳۵

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

حبيبيتون چشم انتظاره




هور وضعيت عجيبي دارد و بعضي وقت ها ، ساقه هاي ني جدا مي شوند و سر را ه را مي گيرند. انگار كه اصلا راهي نبوده . ساعت ده شب بود كه از سنگر هاي كمين گذشتيم . دسته ي اول وارد خشكي شده بود. ولي بقيه ي نيروها مانده بودند روي آب. وضع هور عوض شده بود؛ معبر را پيدا نمي كرديم . بي سيم زديم عقب كه « نمي شود جلو رفت، برگرديم؟ » آقا مهدي، پشت بي سيم گفته بود « حبيبيتون چشم انتظاره ، گفته سرنوشت جنگ به اين عمليات بسته س ، انجام وظيفه كنيد. » بچه ها ، تا معبر دسته ي اول را پيدا نكردند و وارد جزيره نشدند ، آرام نگرفتند.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه