شهادت حماسي حسين

برادر محمود زاده، در كتاب حماسه هويزه مينويسد قامت حسين، از ميان دود و گرد و غبار پشت خاكريز پيدا شد. يك تانك ديگر با گلوله حسين به آتش كشيده شد. پيدا بود كه از همه افراد گروه، اكنون فقط حسين زنده مانده است. حسين از جا بلند شد و خود را به خاكريز ديگر رساند. غير از گلولهاي كه در آرپي جي بود، يك گلوله ديگر هم داشت. دوباره پيشروي تانكها شروع شد. به قصد تصرف خاكريز پيش ميآمدند. حسين پشت خاكريز خوابيده بود. تانك به چند متري خاكريز كه رسيد، حسين گلولهاش را شليك كرد، دود غليظي از تانك بلند شد. چهار تانگ ديگر به ده متري حسين رسيده بودند. حسين از جا بلند شدو آخرين گلوله را رها كرد. سه تانك باقيمانده در يك زمان به طرف حسين شليك كردند و محل استقرار حسين را دود و گرد و خاك پوشاند، گرد و خاك كه كمي فرو نشست توانستيم اول آرچي جي و سپس حسين را ببينيم. جسد حسين به پشت روي ته مانده خاكريز افتاد و چفيه بلند گردنش، صورت او را كاملاً پوشانده بود.