خودسازي

روزي به همراه حسين به اطراف مشهد رفتيم. بعد از طرقبه، به چشمهاي رسيديم كه آبي صاف و خنك داشت و از ارتفاع چند متري، بصورت آبشار به پايين ميآمد. حسين پيراهنش را درآورد و كمرش را زير آبشار قرار داد، و سعي ميكرد كه بتواند فشار آب و سردي آن را تحمل كند. به او گفتم، چرا چنين ميكني؟ گفت: بايد خودمان را بسازيم تا بتوانيم در مقابل شكنجههاي ساواك مقاومت كنيم.