آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۰۴۵۱۳
۰۸:۲۳

۱۳۸۸/۰۱/۲۵

صبحگاه




حاضر بودم روزي ده مرتبه شهيد بشوم اما به من نگويند بيا صبحگاه. نميدانم چرا اين قدر برايم زور داشت. اما مثل من كم نبودند. ديگر از بس براي فرمانده عذر و بهانه مي آوردم، چشمش كه به من مي افتاد مي گفت:«چيه، دوباره حمام واجب داري يا مي خواهي بروي به پسرخالۀ داماد خواهرت تلفن كني؟»

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه